آرزوهای طولانی(2)
و نداشته باشد كه كسى كه این چنین، مرگ را یاد كند رحمت بر او نازل مىشود.
و بعد از آن فرمود كه: «مرگ، اول منزلى است از منازل آخرت و آخر منزلى است از منازل دنیا، پس خوشا به حال كسى كه در منزل اوّل او را اكرام كنند». بلى اى برادر عجب و هزار عجب از كسانى كه مرگ را فراموش كردهاند و از آن غافل گشتهاند و حال اینكه از براى بنى آدم امرى از آن یقینىتر نیست. و هیچ چیز از آن به او نزدیكتر و شتابانتر نیست.
« ایْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فی بُروُجٍ مُشَیَّدَه 4: 78». یعنى: «هر جا كه بوده باشید مرگ شما را در خواهد یافت اگر چه در برجهاى محكم داخل شده باشید». كدام باد بهارى وزید در آفاق كه باز در عقبش نكبت خزانى نیست مروى است كه: «هیچ خانوادهاى نیست مگر اینكه ملك الموت شبانه روزى پنج مرتبه ایشان را بازدید مىنماید». و عجب است كه: آدمى خیره سر، یقین به مرگ دارد و مىداند كه چنین روزى به او خواهد رسید و باز از خواب غفلت بیدار نمىشود و مطلقا در فكر كار ساختن آنجا نیست.
خانه پر گندم و یك جو نفرستاده به گور غم مرگت چو غم برگ زمستانى نیست و بالجمله مرگ، قضیّهاى است كه: بر هر كسى وارد مىشود. و كسى را فرار از آن ممكن نیست. پس نمىدانم كه این غفلت چیست بلى: كسى كه داند عاقبت امر او مرگ است. و خاك، بستر خواب او، و كرم و مار و عقرب انیس و همنشین او، و قبر محل قرار او خواهد بود، و زیر زمین جایگاه او، و قیامت وعدهگاه او، سزاوار آن است كه:
حسرت و ندامت او بسیار، و اشك چشمش پیوسته بر رخسار او جارى باشد. و فكر و ذكر او منحصر در همین بوده، و رنج او عظیم، و درد دل او شدید باشد.
آرى:
خواب خرگوش و سگ اندر پى خطاست خواب خود در چشم ترسنده كجاست و خود را از اهل قبر بداند و از خیل مردگان شمارد، زیرا هر چه خواهد آمد نزدیك است. و دور آن است كه نیاید.
این خانه كه خانه وبال است پیداست كه وقف چند سال است انگار كه «هفت سبع»[1] خواندى یا هفت هزار سال ماندى آخر نه اسیر بایدت گشت چون هفت هزار سال بگذشت چون قامت ما براى غرق است كوتاه و دراز او چه فرق است بلى: غفلت مردم از مردن به جهت فراموشى ایشان از آن و كم یاد كردن آن است. و اگر كسى هم گاهى آن را یاد كند یاد آن مىكند به دلى كه گرفتار شهوتهاى نفسانیه و علایق دنیویه است. و چنین یادى سودى نمىدهد بلكه باید مانند كسى بود كه سفر درازى اراده كرده باشد كه در راه آن بیابانهاى بىآب و گیاه، یا دریاى خطرناك باشد، و فكرى به غیر از فكر آن راه ندارد. كسى كه به این نحو بیاد مردن افتد و مكرر یاد آن كند در دل او اثر مىكند. و به تدریج نشاط او از دنیا كم مىشود. و طبع او از دنیا منزجر مىگردد. و از آن دل شكسته مىشود. و مهیاى سفر آخرت مىگردد. و بر هر طالب نجاتى لازم است كه هر روز، گاهى مردن را یاد آورد. و زمانى متذكر گردد از امثال و اقران و برادران و یاران و دوستان و آشنایان را كه رفتهاند و در خاك خفتهاند و از همنشینى همصحبتان خود پا كشیدهاند و در وحشت آباد گور تنها مانده، از فرشهاى رنگارنگ گذشته، و بر روى خاك خوابیدهاند. و یاد آورد خوابگاه ایشان را در بستر خاك. و به فكر صورت و هیئت ایشان افتد. و آمد و شد ایشان را با یكدیگر به خاطر گذراند. و یاد آورد كه: حال چگونه خاك، صورت ایشان را از همریخته و اجزاى ایشان را در قبر از هم پاشیده، زنانشان بیوه گشته و گرد یتیمى بر فرق اطفالشان نشسته، اموالشان تلف، و خانهها از ایشان خالى مانده، و نامهاشان از صفحه روزگار بر افتاده.
پس یك یك از گذشتگان را به خاطر گذراند. و ایّام حیاتشان را متذكّر شود. و خنده و نشاط او را فكر كند. و امید و آرزوهاى او را یاد آورد. و سعى در جمع اسباب زندگانیش را تصوّر نماید. و یاد آورد پاهاى او را كه به آنها آمد و شد مىنمود كه مفاصل آنها از هم جدا شده. و زبان او را كه با آن با یاران سخن مىگفت چگونه خورش مار و مور گشته و دهان او را كه خندههاى قاهقاه مىنمود چگونه از خاك پر شده. و دندانهایش خاك گشته. و آرزوهایش بر باد رفته.
چند استخوان كه هاون دوران روزگار خوردش چنان بكوفت كه مغزش غبار كرد اى جان برادر گاهى بر خاك دوستان گذشته گذرى كن، و بر لوح مزارشان نگاه عبرت آمیزی بنما. ساعتى به گورستان رو و تفكّر كن كه در زیر قدمت به دو ذرع راه چه خبر، و چه صحبت است. و در شكافهاى «زهره شكاف»[2] قبر چه ولوله و وحشت است. همجنسان خود را بین كه با خاك تیره یكسان گشته. و دوستان و آشنایان را نگر كه ناله حسرتشان از فلك گذشته. ببین كه: در آنجا رفیقاناند كه ترك دوستى گفته و دوستاناند كه روى از ما نهفته. پدران مایند مهر پدرى بریده. مادراناند دامن از دست اطفال كشیده، طفلان مایند در دامن دایه مرگ خوابیده، فرزندان مایند سر بر خشت لحد نهاده، برادراناند یاد برادرى فراموش كرده، زنان مایند با معشوق اجل دست در آغوش كرده و گردن كشاناند سر به گریبان مذلت كشیده، سنگدلاناند به سنگ قبر، نرم و هموار گشته، فرمانروایاناند در عزاى نافرمانى نشسته، جهانگشایاناند در حجله خاك در بر روى خود بسته، تاجداراناند نیم خشتى بزیر سر نهاده، لشكركشاناند تنها و بیكس مانده، یوسف جمالاناند از پى هم به چاه گور سرنگون، نكورویاناند در پیش آئینه مرگ زشت و زبون، نوداماداناند به عوض زلف عروس، مار سیاه بر گردن پیچیده، نو عروساناند به جاى سرمه، خاك گور در چشم كشیده، عالماناند اجزاى كتاب وجودشان از هم پاشیده، وزیراناند «چاقوی» مرگ، نامشان را از دفتر روزگار تراشیده، تاجراناند بىسود و سرمایه در حجره قبر افتاده، سوداگراناند سوداى سود از سرشان در رفته، زارعاناند مزرع عمرشان خشك شده، دهقاناناند دهقان قضا بیخشان بركنده، پس خود به این ترانه دردناك مترنّم شو:
چرا دل بر این كاروانگه نهیم كه یاران برفتند و ما بر رهیم تفرّج كنان، بر هوا و هوس گذشتیم بر خاك بسیار كس كسانى كه از ما به غیب اندرند بیایند و بر خاك ما بگذرند پس از ما همى گل دهد بوستان نشینند با یكدیگر دوستان دریغا كه بىما بسى روزگار بروید گل و بشكفد نوبهار بسى تیر و دى ماه و اردى بهشت بیاید كه ما خاك باشیم و خشت جهان بین كه با مهربانان خویش زنا مهربانى چه آورد پیش چه پیچى در این عالم پیچ پیچ كه هیچ است از آن سود و سرمایه هیچ درختى است شش پهلو و چار بیخ تنى چند را بسته بر چار میخ مقیمى نبینى در این باغ كس تماشا كند هر كسى یك نفس و بعد از این در احوال خود تأمّل كن كه تو نیز مثل ایشان در غفلت و جهلى. یاد آور زمانى را كه: تو نیز مثل گذشتگان عمرت به سرآید و زندگیت به پایان رسد، خار نیستى به دامن هستیت در آویزد و منادى پروردگار نداى كوچ در دهد، و علامت مرگ از هر طرف ظاهر گردد و اطباء دست از معالجهات بكشند، و دوستان و خویشان تو یقین به مرگ كنند، اعضایت از حركت باز ماند، و زبانت از گفتن بیفتد، و عرق حسرت از جبینت بریزد، و جان عزیزت بار سفر نیستى بربندد، و یقین به مرگ نمایى. از هر طرف نگرى دادرسى نبینى. و از هر سو نظر افكنى فریاد رسى نیابى، ناگاه ملك الموت به امر پروردگار درآید و گوید:
كه هان منشین كه یاران برنشستند «بنه برنه» كه ایشان رخت بستند و خواهى نخواهى چنگال مرگ بر جسم ضعیفت افكند و قلاب هلاك بر كالبد نحیفت اندازد و میان جسم و جانت جدایى افكند، و دوستان و برادران ناله حسرت در ماتمت ساز كنند. و دوستان و یاران به مرگت گریه آغاز كنند. پس بر تابوت تخته بندت سازند و خواهى نخواهى به زندان گورت درآورند. و درِ خلاصی بر رویت ببندند و دوستان و یارانت برگردند، و تو را تنها در وحشتخانه گور بگذارند.
و چون چندى به امثال این افكار پردازى به تدریج یاد مرگ در برابر تو همیشه حاضر مىگردد. و دلت از دنیا و آمال آن سیر مىشود. و آماده سفر آخرت مىگردى.
و هان، هان از یاد مرگ، مگریز و آن را از فكر خود بیرون مكن كه آن خود خواهد آمد.
چنان كه خداى - تعالى - مىفرماید: « قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقیكُمْ 62: 8».
یعنى: «بگو به مردمان كه: موت، آن چنان كه از او مىگریزید او شما را در مىیابد و به ملاقات شما مىرسد». و ملاحظه كن حكایت جناب سیّد انبیاء را به ابو ذر غفارى كه فرمود: «اى ابا ذر غنیمت شمار پنج چیز را پیش از رسیدن پنج چیز: جوانى خود را غنیمت دان پیش از آنكه ایّام پیرى در رسد. و صحّت خود را غنیمت دان پیش از آنكه بیمارى، تو را فرو گیرد. و زندگانى خود را غنیمت دان پیش از آنكه مرگ، تو را دریابد. و غناى خود را غنیمت شمار پیش از آنكه فقیر گردى. و فراغت خود را غنیمت دان پیش از آنكه به خود مشغول شوى». پیش از آن برون كنندت از ده، رخت بر گاو، و بار بر خر نه. حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - چون از اصحاب خود غفلت را مشاهده فرمودى فریاد بركشیدى كه: «مرگ، شما را در رسید و شما را فرو گرفت، یا به شقاوت یا به سعادت». مروى است كه: «هیچ صبح و شامى نیست مگر اینكه منادى ندا مىكند كه:
«ایها النّاس الرحیل، الرحیل». آوردهاند كه: «در بنى اسرائیل مردى بود جبّار، با اموال بىشمار و غرور بسیار، روزى با یكى از حرم، خلوت نموده بود كه شخصى با هیبت و غضب داخل شد.
[1] . یعنى: هفت هفتم. اشاره به این است كه همه چیز را خواندى.
[2] . شكافنده زهره، یعنى: شكافهایى كه از هیبت آن، انسان، زهره ترك مىشود.
عرصه هاى جهاد اقتصادى(2)پایانی
از آنجا که حجم دخالت دولت در اقتصاد ایران، بیش از کشورهاى توسعه یافته و اغلب کشورهاى در حال توسعه است، بنابراین اهمیت بودجهریزى نیز در مقایسه با این کشورها دو چندان است. بر اساس همین اهمیت است که بسیارى صاحبنظران اقتصادى کشور معتقدند، درمان بیمارى اقتصاد ایران، از جمله تورم، بیکارى، کاهش بهرهورىو رشد پایین اقتصادى را باید در سند بودجه یافت.
از مشکلات نظام بودجهریزى فعلى، به طور خلاصه مىتوان به شفاف نبودن فرایند بودجهریزى، تکیه بر چانهزنى، تمرکز شدید روى دادهها و بىتوجهى به برون دادهها، عدم وجود ارتباط میان بودجه و عملیات سازمان، جدایى نظام تهیه از کنترل بودجه و بىتوجهى به کارایى هزینهها در مرحله نظارت، فقدان نظارت عملیاتى دقیق، فقدان نظام گزارشدهى مالى در نظام مالى دولتى براى ارزیابى اشاره کرد.
به همین دلیل اصلاح نظام بودجهریزى، از روش موجود به روش هدفمند و عملیاتى، به صورت قیمت تمام شده خدمات، اقدامى ضرورى و حیاتى است که گامهایى در زمینه شناسایى و احصاى فعالیتها و خدماتى که دستگاههاىاجرایى ارائه مىکنند، قیمت تمامشده کالاها و خدمات متناسب با کیفیت و محل جغرافیایى مشخص، تنظیم بودجه سالانه بر اساس حجم فعالیتها و خدمات و قیمت تمامشده آنها و تخصیص اعتبار بر اساس عملکرد و نتایج حاصل از فعالیتها، متناسب با قیمت تمامشده آنها باید صورت پذیرد؛ اما با این وجود، در زمینه اشکالات و موانع موجود عملیاتى شدن مىتوان، به مواردى چون عملیاتى کردن بودجه، اغلب در کشورهایى اجرا شده که حجم فعالیتهاى دولتها کوچک و بخش خصوصى توسعه یافته است و در کشور ما دولت 70 درصد از اقتصاد ملىرا در دست دارد و بخش بزرگى از نیروى انسانى، از بهرهورى پایینى برخوردار است و با توجه به مشکل صرفهجویى، اثربخشى و کارایى، نمىتوان بودجه را در کوتاهمدت عملیاتى کرد؛ همچنین با توجه به اینکه در بودجهریزى عملیاتى، باید به سراغ بهاى تمام شده برویم و با توجه به منابع محدود مالى این امر مشکل است و همچنین تجربه افراد باتجربه و صاحبنظر در این زمینه، به صورت مدون گردآورى و منتشر نشده است که تدوین این تجربهها مىتواند، نکات مفیدى را در زمینه آسیبشناسى نظام بودجهریزى در اختیار کارشناسان قرار دهد، اشاره کرد.
بنابراین پیشنهاداتى براى اصلاح نظام بودجهریزى ارائه مىشود:
- وفاق ملى در سطح تصمیمگیران کشور؛
- نظام تدبیر به این نتیجه برسد که نظام بودجهریزى نیازمند اصلاح است؛
- لازم است وظایف هر دستگاه و بودجه مربوط به آن دقیقاً مشخص شود و معلوم شود که هر دستگاه چه مىکند و بابت هر کارى که انجام مىدهد، پول مناسب دریافت کند و قید و بندهاى اضافى دیگر را حذف کند.
- تغییرات در این زمینه، مستلزم تغییرات بنیادى در بدنه قوانین و مقررات دولت است؛
- در بودجهریزى عملیاتى باید به سراغ منابع مالى جدید برویم، منابع فعلى، یعنى مالیات و نفت، به تنهایى پاسخگو نیستند. با توجه به اینکه شناخت منابع مالى جدید و تنوعبخشى به آن در ساختار درآمدهاى دولت، یکى از نکات ضرورى است؛
- در بودجهریزى عملیاتى، باید فعالیتهایى را که در دستگاههاى اجرایى دولت احصا کردهایم، اولویتبندى کنیم؛
- لازم است نتایج فعالیتها را که برخى از آنها کیفى و توصیفى است، کمى کرده و بهاى تمامشده آنها را اندازهگیرى کنیم. (7)
3. حمل و نقل
بخش حمل و نقل به صورت کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت، بر متغیرهاى اصلى اقتصاد کشور، مانند تولید کل، تولید در بخشهاى اقتصادى، اشتغال کل، اشتغال در بخشهاى اقتصادى، قیمت در بخشهاى مختلف اقتصادى و شاخص هزینه زندگى اثر مىگذارد. آثار کوتاهمدت، شامل آثار مربوط به افزایش یا کاهش هزینه زندگى به صورت مستقیم، از طریق هزینههاى حمل و نقل هر خانواده و به طور غیرمستقیم، از طریق تأثیر روى قیمت سایر کالاها و خدمات، از قیمتهاى حمل و نقل متأثر است.
آثار میان مدت، شامل تأثیر قیمتهاى حمل و نقل بر مصرف خدمات جایگزین، از قبیل ارتباطات بوده و آثار درازمدت به تغییر مبانى محاسبات اقتصادى طرحهاى تولیدى و عمرانى مربوط است. به طور کلى ترکیب فعالیتهاى تولیدى در هر منطقه و به تبع آن ترکیب بافت تولید، ترکیب اشتغال، حجم تولید، حجم درآمد سرانه و سایر متغیرهاى اقتصادى ذىربط، مىتوانند از تغییرات قیمت خدمات حمل و نقل تأثیر بپذیرند.(8)
در میان زیربخشهاى حمل و نقل، راهآهن بیشترین انطباق را با شاخصهاى عدالت دارد. از سوى دیگر پایین بودن هزینه احداث راه آهن در مقایسه با آزادراهها، بالا بودن نرخ سوانح و تصادفها در کشور، بالا بودن مصرف انرژى در حمل و نقل جادهاى، افزایش روزافزون تقاضا در حمل و نقل، به دلیل شتاب توسعه در سایر بخشهاى کشور، و در نهایت، اندک بودن طول شبکه راه آهن ایران نسبت به وسعت و جمعیت، همه و همه دلیل آن است که در سال جهاد اقتصادى، اولویت فعالیتهاى این بخش از صنعت مىتواند توسعه خطوط ریلى کشور باشد. (9)
4. نیرو و انرژى
در این بخش مىتوان دو گروه را تأثیرگذار دانست: نخست اقشار مختلف مردم، دوم متصدیان بخش نیرو و انرژى که عبارت است از دو وزارتخانه نفت و نیرو. صرفهجویى نخستین اصطلاحى است که پس از عنوان انرژى به ذهن متبادر مىشود که وظیفه اصلى صنعتگران و شهرنشینان است، چرا که صرفهجویى و اصلاح رفتارها و الگوى مصرف در درجه اول جلوگیرى از اسراف و هدر رفتن نعمات خداوندى است و در درجه بعد موجب مىشود که این منابع در جایى دیگر به خوبى استفاده شود. از وظایف این دو وزارتخانه مىتوان به این موارد اشاره کرد: کاهش هزینههاى تولید انرژى، سرعت در اجراى پروژهها، کاهش تلفات شبکه برق و تولید بیشتر برق، چرا که سرعت توسعه در کشور بالا است و به هیچ وجه نباید از تولید انرژى برق غافل شد.
5. تجارت و بازرگانى
حوزه تجارت و بازرگانى را مىتوان مسیر تجارت خارجى و داخلى، شامل تولید، توزیع، صادرات و واردات دانست. تحقق جهاد اقتصادى در حوزه تجارت و بازرگانى، مستلزم تجارىسازى تحقیقات صنعتى و نتایج پژوهشهاى علمى، به توسعه صادرات غیرنفتى از طریق کاهش قیمت تمام شده و افزایش کیفیت است.
به کارگیرى گستردهتر منابع بانکى، فعالتر کردن صندوق توسعه ملى براى پشتیبانى از سرمایهگذارى داخلى، تکمیل اجراى اصل 44 قانون اساسى و توسعه حضور بخش خصوصى، بهبود بیش از پیش فضاى کسب و کار و توسعه فضاى رقابتى، کاهش قیمت تمامشده، مدیریت واردات و بهبود بهرهورى در همه حوزههاى تولیدى تجارى و اقتصادى، کشور را در رسیدن به اهداف جهاد اقتصادى رهنمون مىکند.(10)
6. صنایع و معادن
وزارت صنایع و معادن، به عنوان متصدى امور این بخش در سال جهاد اقتصادى، باید یکى از مهمترین برنامههاى خود را اجراى کامل هدفمندى یارانهها بداند، چرا که این قانون، به مثابه جهشى براى رقابتى کردن بخشهاىمختلف صنعت به شمار مىآید.
همچنین با توجه به موضوع تحریم اقتصادى کشور، متصدیان امور صنایع و معادن باید تدابیر لازم را براى پاسخ به نیاز و تقاضاى جامعه در مورد کالاها و خدمات مورد نیاز مردم، بیندیشند.
امور دیگرى مىتواند به عنوان اولویت در بخش صنایع و معادن مطرح شود که عبارت است از:
تحقق مصوبات سفرهاى استانى دولت، اجرایى شدن اصل 44 قانون اساسى، جلوگیرى از صدور مواد خام معدنى و... .(11)
7. فناورى اطلاعات و ارتباطات
وارد شدن فناورى اطلاعات به حوزههاى مختلف، به خصوص صنعت، مىتواند منشأ تحولات اقتصادى فراوانى باشد. ظرفیتهاى فراوان این بخش، همچون فراهم ساختن امکان رشد و توسعه در زمینههاى مختلف علمى، فنى و صنعتى، کاهش مصرف انرژى و هزینههاى تولید، حفظ محیط زیست، ایجاد اشتغال در بخشهاى مختلف و امکان جذب سرمایههاى کلان، از جمله مواردى است که فناورى اطلاعات و ارتباطات را به حوزهاى تأثیرگذار تبدیل کرده است.
سرعت عمل در تولید دانش، افزایش رقابتپذیرى در عرصههاى بینالمللى، پاسخگویى سریع به تقاضاى بازار و حرکت همگام با پیشرفتهاى جهانى، از مواردى است که نقش فناورى اطلاعات و ارتباطات را پررنگتر و به عنوان یک حوزه تأثیرگذار و قدرتمند در زمینه اقتصاد مطرح مىکند.(12)
8. کشاورزى و دامدارى
از آنجا که ایجاد امنیت غذایى، یکى از بزرگترین چالشهاى جهان است، تأمین امنیت غذایى، از جنبههاى مختلف اقتصادى، سیاسى و عقیدتى، از اهمیت زیادى برخوردار است، بنابراین یکى از بخشهاى مهم اقتصادى که به صورت مستقیم تأثیر خود را در امر معیشت اقشار جامعه نشان مىدهد، کشاورزى و دامدارى است؛ هرچند مدتى است، تحقیقات دانشگاهى و فارغالتحصیلان رشتههاى کشاورزى، جایگاهى در این امور یافتهاند؛ اما هنوز هم جایگاه اصلى خود را پیدا نکردهاند و تا رسیدن به حد مطلوب، فاصله بسیار است.
امید است که اجراى کامل طرح هدفمندسازى یارانهها و بهبود سامانههاى مصرف آب و انرژى، عاملى براى بهکارگیرى روشهاى نوین کشاورزى و دامدارى باشد. این موضوع در کنار ارائه تسهیلات با بازپرداخت طولانى مدت و کارمزد بسیار پایین، از یک سو موجب جذب فارغالتحصیلان رشتههاى مربوط و از سوى دیگر، دلیلى بر ارتباط بیشتر کشاورزان و دامدارن با آنها مىشود.
هرچند موارد فوق از بخشهاى مهم اقتصاد کشور به حساب مىآیند؛ اما بخشهاى دیگرى در اقتصاد کشور مانند، بیمه، تعاون، مسکن، اقتصاد بینالملل و موقوفات، نیز وجود دارند که پرداختن به آنها مىتوان، در سال جهاد اقتصادى، به رشد اقتصادى کشور کمک شایانى کرد.
الزامات جهاد اقتصادى از دیدگاه مقام معظم رهبرى (دامظله):
مقام معظم رهبرى دامظله الزامات جهاداقتصادى را در چهار محور خلاصه کردهاند که عبارت است از:
1. روحیه جهادى: چرا که پیشرفت کشور ایران، هر جا که با روحیه جهادى وارد شده است مانند دفاع مقدس، جهاد سازندگى و حرکت علمى کشور مشهود بوده است. روحیه جهادى به معناى اخلاص، جدیت و خستگىناپذیرى است.
2. استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه: چرا که این موضوع موجب شکوفایى استعداد جوانان، مصونیت جوانان از هرزگى و پیشرفت کشور در علم، فعالیتهاى اجتماعى، سیاسى و اقتصادى مىگردد.
3. اجتناب از مسائل حاشیهساز براى کشور.
4. حفظ اتحاد و انسجام ملى: که از طریق هماهنگى علاقهمندان به کشور و نظام مردم سالارى دینى با هم و هماهنگى مسئولان کشور و سران قوا با یکدیگر صورت مىپذیرد.(13)
عمرانی میثم
منبع : ماهنامه پگاه حوزه شماره 316
عرصه هاى جهاد اقتصادى(1)
مقدمه
مقام معظم رهبرى(دامظله) سنتى را تحت عنوان نامگذارى سال پایهریزى کردند.
این سنت از این جهت که یک نوع هدفگذارى کلان براى مجموعه فعالیتهاست، سنت
حسنهاى به حساب مىآید. با نگاهى به نام سالهاى گذشته، در مىیابیم که این
نامگذارى، به خصوص طى سه سال گذشته، جهتى هدفمند به سوى مسائل و مشکلات اقتصادى
یافته است. چینش نام سه سال با عناوین سال "اصلاح
الگوى مصرف"، "همت مضاعف، کار مضاعف" و سال "جهاد
اقتصادى" این موضوع را تأیید مىکند.
سرعت و وضعیت فعلى رشد اقتصادى ایران، نشان مىدهد که با استمرار این شرایط،
امکان رسیدن به اهداف سند چشمانداز، دور از انتظار است. فرهنگ اسلامى در شرایطى
که هدف مهم، زمان اندک و موانع فراوان است، راهکار جهاد را ارائه مىدهد. تلفیق
جهاد در فرهنگ اسلامى و عزم جدى براى رسیدن به مطلوب در عرصه اقتصاد، واژه جهاد
اقتصادى را براى نخستین بار ارائه مىدهد. در ادامه
براى رسیدن به مفهوم جهاد اقتصادى، مفهوم جهاد تبیین مىشود.
مفهوم جهاد
جهاد مفهومى خاص، به معناى تلاشى همراه با مجموعهاى از ارزشهاست. در
اینجا صرف تلاش مطرح نیست، بلکه تلاش با یک مفهوم مقدس همراه است.(1)
مفهوم جهاد، نکات نهفته زیادى را در بر دارد که عبارت است از:
1. واژه جهاد داراى بار مثبت و معنوى است؛ یعنى همان تلاش؛ اما با بار
معنوى و الهى.
2. جهاد، انسان را از حوزه شخص بیرون مىآورد و به حوزه اجتماع وارد
مىکند؛ یعنى همه تلاش براى منافع عمومى براى رضاى خدا.
3. جهاد، جنبه اخلاقى و سازندگى انسان را که همان مبارزه با نفس است، در
بر دارد.
4. جهاد، دشمن و دشمنى را در مقابل مفروض دارد.(2) برخى مفاهیم دینى
به ما نشان مىدهد که باید از دشمن دور شد؛ مانند هجرت. اما جهاد همیشه برخورد با
مانع و رفع مانع را با تأکید و تصریح در نظر دارد.
5. واژه جهاد، استعارهاى است که در فضاى نظامى وجود دارد؛ به همین دلیل تمامى
گزارههاى یک فضاى نظامى، مانند دیدهبانى و رصد دقیق، طراحى نقشه عملیاتى دقیق،
آرایش نظامى و آموزش نیروها و... باید در آن ترسیم گردد.(3)
ایران اسلامى تاکنون با واژههاى مختلفى که جهاد را در بر داشته،
روبهرو بوده است؛ مانند جهاد سازندگى، جهاد علمى و جهاد فرهنگى؛ اما این که
امروز، مسئله اقتصاد در اولویت قرار گرفته است، به دلیل مجموع شرایطى است که کشور در
آن قرار دارد که یک وضعیت گذار است. گذر از یک اقتصاد به اقتصاد دیگر؛ از یک نوع
روابط اقتصادى به روابط جدید اقتصادى.
مفهوم جهاد اقتصادى
جهاد اقتصادى جهت به مفهوم پیشرفت اقتصادى و حرکت رو به رشد متغیرهاى
کمى اقتصادى نیست؛ اگرچه نفس این نوع پیشرفت، امرى ممدوح و قابل تقدیر است. جهاد اقتصادى در چارچوب انگاره حرکت جهادى و بر اساس فهم دقیق مفاهیم اقتصاد
اسلامى تبیین و تفسیر مىشود. اقتصاد اسلامى بهصورت موازى و هماهنگ، پیشرفت
اقتصادى را همراه با رشد معنویت و توسعه مکارم اخلاقى تعریف کرده است و براى اجراى
دقیق آن برنامهریزى مىکند.(4) بنابراین اگر از جهاد اقتصادى سخن در میان است،
مقصود این است که در حوزه اقتصاد با رعایت همه ضوابط تلاش صورت گیرد؛ چه در بعد
فردى و چه در بعد کلان و اجتماعى. در بعد فردى مهمترین معیار، اخلاص است؛ یعنى
اگر قرار است کارى صورت گیرد، براى خدا و با نیت خالص باشد؛ نه به نفع شخص، گروه،
جناح، یا براى ریا.(1)
عرصه جهاد اقتصادى را مىتوان در دو حوزه تبیین و عمل تعریف کرد:
الف. حوزه تبیین:
چنان که گذشت، در معنا و مفهوم جهاد، برخورد با مانع و رفع مانع تأکید
و تصریح شده است. در همین راستا یکى از راهبردها این است که باید جهاد عظیمى در
شناسایى موانع اقتصادى کشور صورت گیرد. معمولاً در نگاه نهادى، برخى مقررات،
آییننامهها یا ترکیبهاى نهادى یا به تعبیر دانشگاهى، برخى مواد یا تفاسیر
قانونى که امروزه در بدنه اجرایى ما وجود دارد، به شکل مانع عمل مىکنند؛ در
صورتىکه ما به یک جهاد فراگیر در تمامى عرصههاى اقتصادى، براى آسیبشناسى و
مانعشناسى نیاز داریم، تا بتوانیم براى رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع
موانع پیشرفت ما بازمىگردد؛ حال برخى این موانع داخلىاند و بخشى از آن نیز موانع
خارجىهستند که باید در عرصه اقتصاد بینالملل ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه
بوده است.(4)
همچنین بیان شد که جهاد استعارهاى است که ما از فضاى نظامى داریم و
به همین دلیل، دلالتهایى به ذهنمان خطور مىکند. بنابراین باید دقیقاً رصد شود که
تحولات جهانى چه دلیلى دارد و به چه مسیرى سوق مىیابد؟ باید افق بیست سال آینده
اقتصاد دنیا و همچنین مزیتهاى نسبى کشور رصد شود و بر اساس آن نقشه
عملیاتىطراحى شود.
حضور نخبگان اقتصادى در کنار صاحبنظران عرصه دین، از ضروریات جهاد اقتصادى
در حوزه تبیین است. این گروه مىتوانند با ارائه نظرات کارشناسى و جمعآورىافکار
و اندیشههاى دیگران، نخستین و اساسىترین گام را در حوزه تبیین جهاد اقتصادى
بردارند و یک راهبرد را به دستگاههاى سیاستگذار پیشنهاد دهند. آنگاه
دستگاههاىاجرایى کشور، دستگاههاى قانونگذار، نهادهاى قضایى، بخشهاى مردمى،
بخشهاى غیرانتفاعى و خصوصى کشور، وظیفه دارند، با در نظر گرفتن این راهبرد، آرایش
جهادى به خود گیرند.
ب. حوزه عمل:
جهاد اقتصادى در حوزه عمل، به معناى برداشتن گامهاى موثر در بخشهاى
مهم اقتصاد کشور است که عبارت است از:
1. بازارهاى مالى
نخستین و شاید مهمترین نکته براى عملى کردن جهاد اقتصادى، تجهیز و
بسیج مالى و تأمین مالى بسیار گسترده، از طریق بازارهاى مالى کشور است. انواع بازارهاى
مالى را در یک نگاه ساده مىتوان، به دو بازار سرمایه و بازار پول تقسیم کرد که
مهمترین نهادهاى فعال در آنها، به ترتیب بورس و بانک هستند.
بازار سرمایه: بازار سرمایه که به عنوان ویترین اقتصاد کشور از آن نام
برده مىشود، مىتواند نقش بسیار مهمى در ایجاد جهش اقتصادى داشته باشد. این بازار، اکنون در سه حوزه سهام، کالا و آى.تى به فعالیت مىپردازد
که مهمترین آنها بورس اوراق بهادار است.
با یک بررسى مىتوان گفت بازار سرمایه مىتواند، با ارتقاى سهم خود در
تأمین مالى فعالیتهاىمولد اقتصادى ، بهکارگیرى مقررات و رویههاى مؤثر براى حفظ
سلامت بازار و رعایت حقوق سهامداران، گسترش بازار با بهرهگیرى از فناورى و
فرآیندهاى به روز و کارآمد، توسعه دانش مالى و گسترش فرهنگ سرمایهگذارى، توسعه و
تسهیل دسترسى به بازار از طریق کاربردهاى فنآورى اطلاعات، رعایت اصول پاسخگویى و
شفافیت در تعامل با ذىنفعان و خلق ارزش براى سهامداران، سهم بسیار زیادى را در
جهاد اقتصادى ایفا کند.
توجه به ظرفیتهاى موجود و بالقوه بورس، مانند راهاندازى بورسهاى
مختلف، مانند برق و نفت، بهکارگیرى ابزارهاى اسلامى و... مىتواند از موفقیتهاى آن
در این سال باشد.(5)
بازار پول: نهادهاى فعال در بازار پول ایران که زیر نظر بانک مرکزى
فعالیت مىکنند، عبارت است از: بانکهاى تجارىدولتى، بانکهاى تخصصى دولتى، بانکهاى
غیردولتى، بانکهاى قرضالحسنه، مؤسسات اعتبارى غیربانکى ، صرافىها، شرکتهاى
لیزینگ، تعاونىهاى اعتبار و صندوقهاى قرضالحسنه.
بانکها مهمترین نهادهاى مالى در این بازار هستند و هر تغییر در آن،
در بازارهاى مالى تأثیر مستقیم و مشهود دارد. بانکها هم باید اسلامى عمل کنند و
هم در مسیر رشد و تعالى کشور موثر واقع شوند.
اصلاح سیستم بانکها در حال حاضر، در یک نگاه کلان، به عنوان محورى
است که وزارت اقتصاد باید آن را در بخشهاى ذیل دنبال کند:
- تحقق بانکدارى اسلامى
- مدیریت صحیح منابع-مصارف بانکى و تجهیز بهینه منابع
- ساماندهى مطالبات معوق
- سیستم جامع اطلاعات مشترى(6)
جهاد اقتصادی از منظر قرآن و روایات(3)پایانی
نویسنده در شمارهی قبل در مورد مفهوم جهاد، اقتصاد و فعالیت اقتصادی
از دیدگاه قرآن و روایات و بایدها و نبایدهای آن، مطالبی را مطرح کرده است. در
ادامه، نبایدها و دیگر مباحث را در موضوع «جهاد اقتصادی از منظر قرآن و روایات» میخوانید.
- احتکار
اى کسانى که ایمان آوردهاید! بسیارى از دانشمندان و راهبان (با سوء استفاده
از موقعیّت خود)، اموال مردم را به ناحق مىخورند و آنان را از راه خدا باز
مىدارند. و کسانى که طلا و نقره مىاندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمىکنند،
پس آنان را به عذابى دردناک، بشارت بده.1
رسول اکرم (ص) مىفرمایند: «خداوند این مالهاى اضافى را به شما عطا
کرد تا در مسیر رضاى او خرج کنید، نه آن که احتکار و گنج کنید.»2
و امیرالمؤمنین(ع) مىفرماید: «احتکار موجب محرومیت مردم مىشود.3
احتکار رویهی اشرار است.»4
و به قاضى خود در اهواز دستور مىدهد: «احتکار را ممنوع کن. مرتکبش را
تعزیر کن و علاوه بر آن با افشاى احتکارش او را کیفر بده.»5
پیامبر اکرم(ص) با اطلاعى که از غیب به او مىرسد مىفرماید که: «در
یکى از درکات جهنم (برزخى و موجود) سه گروه اجتماعى گرد آمدهاند: محتکران، دائم الخمرها
و قوادان.»6
- کنز
در جامعهی ایمانی، انباشت ثروت و استفاده نکردن از آن در جامعه و به حرکت در نیاوردن آن در چرخهی اسلامی، امری مذموم شمرده شده است.
در آیهی 34 سورهی توبه آمده: «اى کسانى که ایمان آوردهاید! بسیارى
از دانشمندان و راهبان، (با سوء استفاده از موقعیّت خود،) اموال مردم را به ناحق
مىخورند و آنان را از راه خدا باز مىدارند. و کسانى که طلا و نقره مىاندوزند و
آن را در راه خدا انفاق نمىکنند، پس آنان را به عذابى دردناک، بشارت بده!»7
«بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما
به یکدیگر و فزونجویى در اموال و فرزندان است، چون مثل بارانى است که کشاورزان
را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد، سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینى، آن
گاه خاشاک شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان
را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.»8
امام علی(ع) دربارهی مذمت انباشت کردن مال میفرماید: «بدانید که
فزونی مال، مایهی تباهی دین و قساوت دل است.»
-کمفروشی و گرانفروشی
کمفروشى از عوامل فساد در ارض شمرده شده است.9 در آیات قرآن مجید
کراراً از کمفروشى نکوهش شده در داستان شعیب(ع ) آن جا که قوم را مخاطب ساخته، مىگوید:
«حق پیمانه را ادا کنید و دیگران را به خسارت میفکنید، با ترازوى صحیح وزن کنید و
حق مردم را کم نگذارید و در زمین فساد نکنید.»10
و به این ترتیب کمفروشى و ترک عدالت به هنگام پیمانه و وزن را در
ردیف فساد در زمین شمرده است.
همچنین قرآن در جای دیگر میفرماید: «واى بر کمفروشان، آن کسانى که
چون پیمانه از آدمیان میستانند، پر مىستانند و چون به آنان پیمانه دهند یا براى
آنان وزن کنند، کم مىدهند. آیا اینان گمان نمىکنند که برانگیخته خواهند شد براى
دورانى سهمگین؛ دورانى که آدمیان در پیشگاه پروردگار عالمهاى آفریدگان بهپا مىایستند؟
نه چنان است که پندارند. بیگمان دفتر وجود بدکاران در آن اسارتگاه باشد و تو چه
دانى که آن زندان تنگ چه باشد؟ دفترى است رقم خورده. در آن روز واى بر تکذیبکنندگان،
آنان که دوران حساب را دروغ مىشمردند.»11
امام محمد باقر(ع) در تفسیر آن مىفرماید: «خداوند واى بر - ویل - را
در مورد هر کسى بهکار برده، او را کافر خوانده است. خداى عزوجل مى فرماید: "فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم"»12
در روایت معروف «اصبغ بن نباته» آمده است که مىگوید: «از على(ع )
شنیدم که بر فراز منبر مىفرمود: "اى گروه تجار! اول فقه بیاموزید و سپس
تجارت کنید" و این سخن را امام (ع) سه بار تکرار فرمود ... و در پایان این
کلام فرمود: "تاجر فاجر است و فاجر در دوزخ است مگر آنها که به مقدار حق
خویش از مردم بگیرند و حق مردم را بپردازند."»13
و در حدیث دیگرى از امام باقر(ع) نقل شده است: «هنگامى که امیر مؤمنان
على(ع) در کوفه بود همه روز صبح در بازارهاى کوفه مىآمد و بازار به بازار مىگشت
و تازیانهاى (براى مجازات متخلفان) بر دوش داشت. در وسط هر بازار مىایستاد و صدا
مىزد: "اى گروه تجار! از خدا بترسید!" هنگامى که بانگ على(ع) را
مىشنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته، با تمام دل به سخنانش گوش
فرامىدادند. سپس مىفرمود:
از خداوند خیر بخواهید و با آسان گرفتن کار بر مردم برکت بجوئید و به خریداران
نزدیک شوید. حلم را زینت خود قرار دهید، از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب کنید،
از ظلم خوددارى نمائید و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه و وزن
را بهطور کامل وفا کنید و از اشیاء مردم کم نگذارید و در زمین فساد نکنید!
و به این ترتیب در بازارهاى کوفه گردش مىکرد. سپس به دار الاماره باز
مىگشت و براى دادخواهى مردم مىنشست.»14
و نیز پیغمبر اکرم(ص) مىفرماید: «هر گروهى کمفروشى کنند خداوند
زراعتشان را از آنها مىگیرد و گرفتار قحطى مىشوند! » 15 از مجموع آن چه در
بالا گفته شد استفاده مىشود که یکى از عوامل مهم نابودى اقتصادی و نیز عذاب بعضى
از اقوام گذشته، مسئلهی کمفروشى بوده است.
- فروش کالاهاى تقلبى، حیلهگری در خرید و فروش و کلاهبرداری
پیامبر اکرم(ص) مىفرماید: «هر کس که در خرید و فروش حیلهگرى کند از
ما - امت اسلامى - نیست و در دوران قیامت با یهود محشور مىشود؛ چون آنها
در معامله با مسلمانان از هر کسى حیلهگرترند.»16
و امام صادق(ع) مىفرماید: «مغبون کردن مؤمن، حرام است.»17
بنابراین رعایت تقوا و پرهیزکاری در کار، نقش مهمی در شکل دادن به
رفتار اقتصادی انسان دارد. به علاوه این که، این انگیزهی معنوی میتواند قوای جسمی
و روحی را در فعالیتهای اقتصادی آحاد جامعه چند برابر نماید و پویایی اقتصاد
جامعه را بهدنبال داشته باشد.
5) توصیه به پرداخت زکات و خمس
با مختصر مطالعه در تاریخ و «تعلیمات» اسلام روشن مىشود که اسلام
تنها یک سلسله دستورات و مقرّرات اخلاقى و عقائد مربوط به مبدأ و معاد نبود، بلکه حکومتى
همراه خود آورد که همهی نیازمندیهاى یک جامعهی پاک و مترقّى را تضمین مىکرد و
مسلماً یکى از ارکان چنین حکومتى تشکیل «بیت المال» براى رفع نیازمندیهاى
اقتصادى بوده است.
بیت المال اسلامى که از بدو ورود پیامبر(ص) در مدینه و تشکیل
حکومت اسلامى بهوجود آمد مشتمل بر اموالى بود که از منابع متعدد گردآورى مىشد:
از طریق «زکات» و «خمس» و ...18
قرآن کریم تأمین آبرومندانه و کریمانهی نیاز تهىدستان و
ناتوانان و رسانیدن آنان به سرحد خودکفایى را یکى از موارد مصرف خمس و زکات میداند.
و آنها که در اموالشان حق معلومى است براى تقاضاکنندگان و
محرومان.19
خداوند متعال در آیهی 41 سورهی انفال میفرماید: «بدانید که هر نفعى
که به شما عاید مىشود خمس آن، مال خدا و پیغمبر و ذوى القربى و ایتام و مساکین و
ابن السبیل سادات است. باید آن را به ایشان برسانید اگر ایمان آوردهاید به خدا و
به روز قیامت و آن چه [قرآن] به بندهی خود نازل کردهایم.»
و از این آیهی مبارکه مستفاد مىشود که: «هر کس خمس خود را ندهد از
اهل ایمان نیست و به کتاب خدا نگرویده است. پس لازمهی ایمان، آن است که آدمى در
دادن خمس، کوتاهى نکند و ذریهی پیغمبر خود را محتاج نگذارد.»20
همچنین در آیهی دیگری می فرماید: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ
وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی
الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً
مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیم21
امام صادق(ع) در توضیح این آیه مىفرماید: «خداوند زکات را در اموال
ثروتمندان براى فقیران واجب کرد...»
در متون دینى، تأمین زندگى نیازمندان جامعه از بیشترین و مؤکّدترین سفارشها
برخوردار است. خداوند متعال به پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:
و کسانى را که بامداد و شامگاه پروردگارشان را مىخوانند، در حالى که
رضاى او را مىطلبند، از خود مران. چیزى از حساب آنان بر عهدهى تو نیست و از حساب
تو نیز چیزى بر عهده آنان نیست که طردشان کنى و در نتیجه از ستمگران شوى.22
پیامبر گرامى اسلام(ص) نیز وظیفهی الهى خویش را تأمین زندگى
نیازمندان از اموال ثروتمندان اعلام مىکند: أُمِرتُ أَن آخذ الصّدقَة مِن
أَغنیائِکم و أردها إِلى فُقرائِکم23
پیامبر(ص) فرمود: «خداوند، در مال مسلمانانِ ثروتمند، به مقدارى زکات واجب
کرده که کفاف فقرا را بدهد، آگاه باش! همانا خداوند آنان را اگر به وظیفهى خود
عمل نکنند، حسابرسى شدید مىکند.»24
همچنین میفرمایند: «چون مردم زکات خود را منع کنند، زمین نیز برکات
خود را منع مىکند.»25
همچنین در روایت آمده حضرت پیغمبر(ص) فرمود که: «و هر صاحب شتر یا
گوسفند یا گاوى که زکات آن را نداده باشد، خداى - تعالى - او را در روز قیامت در صحراى
هموارى محبوس کند و هر حیوان سمدارى او را پایمال نماید و هر صاحب نیشى او را
بگزد. و هر صاحب زراعتى، از خرما یا انگور یا غله که زکات آن را نداده باشد، خداى
- تعالى - زمین آن را تا هفت طبقه طوق کند و بر گردن او افکند.»26
و نیز آن حضرت فرمود که: «هر که یک «قیراط» از زکات خود را منع کند،
نه مؤمن است و نه مسلمان.» 27
و فرمود که: «هیچ کس فقیر نشد و گرسنه نگشت و برهنه و محتاج نماند مگر
بهواسطهی گناه مالداران که زکات خود را ندادند. و حق است بر خدا که رحمت خود
را منع کند از هر که حق خدا را در مال خود منع کند. و قسم به آن خدایى که خلق را
آفرید و ایشان را روزى داد که هیچ مالى در صحرا یا دریا ضایع نشد مگر به ندادن
زکات آن.»28
حضرت پیغمبر(ص) فرمود که: «شفاعت من حقى است ثابت از براى هر که ذریهی
مرا اعانت کند به دست و زبان و مال.»29
6) توصیه به پرهیز از اسراف و تجملگرایی
یکی از تدابیر مهم اسلام برای تأمین زندگی و جلوگیری از فقر، ارائهی
الگوی صحیح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت میکنم کسی که میانهروی کند، فقیر
نشود.»30 زندگی اسرافگرانه و تجملاتی علاوه بر این که روح عاطفی و انسانی را از
بین میبرد، از نظر اقتصادی نیز به شخص مسرف و بلکه به اجتماع آسیب میرساند؛ چرا
که سرمایهها را پایان میبخشد و فرد و جامعه را به نابودی میکشاند.
قرآن، میانهروی و اعتدال را الگوی صحیح مصرف و عامل پایداری خانواده
و جامعه معرفی میکند.
«آنان که هر گاه انفاق کنند، نه از حد گذرند و نه تنگ گیرند و میان این
دو روش اعتدال دارند، قوام به معنای حد وسط و اعتدال است.»31
امام علی(ع) میفرماید: «هرکس اعتدال و میانهروی را خوب رعایت نکند،
در اثر اسرافگری به نابودی کشیده میشود.»32
امام علی(ع) در این باره فرمودهاند: «نادیده گرفتن برنامهی اعتدال
در زندگی باعث فقر و بدبختی میگردد.»33
رعایت اعتدال در هزینههای زندگی بهقدری مهم است که امام علی(ع) درک
لذت ایمان واقعی را منوط به آن دانسته و فرمودهاند: «انسانی که این سه خصلت را نداشته
باشد، حقیقت ایمان را نخواهد چشید: ژرفاندیشی در علم دین، شکیبایی در حوادث،
اندازهگیری نیکو در امر معیشت.» امام کاظم(ع) نیز فرمودهاند: «هیچ انسانی با میانهروی نیازمند نمیشود.»34
همچنین گفتنی است که اسلام علاوه بر این که مسلمانان را به زیبایی
وآراستگی دعوت میکند به سادهزیستی و پرهیز از تجملگرایی نیز توصیه مینماید،
چرا که رفاهطلبی و خوشگذرانی و تجملگرایی – که بعضاً از چشم و همچشمی نیز نشأت
میگیرد - چنان انسان را سرمست میکند که گاه برای مسائل انسانی و اخلاقی
ارزش قائل نمیشود، از این رو میتوان یکی از خطرناکترین مصادیق اسراف را افراط
در رفاهطلبی و تجملگرایی نام برد که در قرآن و روایات نیز نسبت به آن هشدار داده
شده است:
و ما در هیچ دیارى هشداردهندهاى نفرستادیم مگر آن که افراد خوشگذران
آنان گفتند: حتماً ما به آن چه بدان فرستاده شدهاید کافریم.35
و همچنین در روایت آمده: «ایاک والتنعم، فان عباد الله لیسوا
بالمتنعمین؛ از ناز پروردگی دور باش، که بندگان خداوند نازپرورده نیستند.»
امام حسن عسکری(ع) فرمودند: «سفارشت میکنم به میانهروی و بازت میدارم
از اسراف و زیادهروی چرا که آن از کارهای شیطانی است.36
بنابراین راه نجات و پیشرفت، در داشتن اعتدال است و این روش باعث
ثبات و موفقیت میشود و عدم توجه به آن، جامعه را بهسوی مصرفگرایی سوق داده، موجب
خلل در اقتصاد میگردد.
7) توصیه به استقلال اقتصادی
در اقتصاد اسلامی، سعی در حفظ حاکمیت سیاسی اسلام در روابط با
بیگانگان است، زیرا در روابط خارجی، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار بههمپیوستهاند،
به این سبب یکی از اهداف اقتصاد اسلامی، حفظ حاکمیت سیاسی اسلام است.
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «اسلام برتر است و چیزی بر آن
برتری ندارد.»37 بنابراین در مناسبات سیاسی نیز باید برتری اسلام و مسلمین مراعات
گردد.
قرآن کریم می فرماید: برای مقابله با دشمنان تا آن جا که میتوانید
نیرو و اسبهای بسته و آماده فراهم کنید تا به این وسیله دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید...38
سیاق آیه نشان میدهد که دربارهی جنگ است و طبعاً مهمترین نیرو برای
مقابله با دشمن، نیروی نظامی است. اما کلمهی «من قوه» هر نیرویی را شامل میشود و
نیروی اقتصادی نیز برای رویارویی با دشمن از اهمیت برخوردار است.
همچنین قرآن کریم میفرماید: «خداوند برای کافران بر مؤمنان راه تسلطی
قرار نداده است.»39
غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هر گونه سلطهی کافران بر مسلمانان
به این آیه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانستهاند نه اخبار. یعنی، مسلمانان میباید
کاری کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطهی کفار شود
نامشروع است. از جمله راههای سلطهی کفار بر مؤمنین سلطهی اقتصادی است.
مطابق مستفاد این آیه، مؤمنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از
وابستگیها - از جمله وابستگی اقتصادی - رهایی دهند.
کلام آخر
باید دانست که لازم و ضروری است که اقتصاد اسلامی بهعنوان یک الگوی
صحیح و جامع و تمامعیار - که متأسفانه در جامعه کمرنگ گردیده - با همهی ابعاد و
زوایای آن شناخته و پیاده گردد تا بتوان نقص و کاستیهای جامعه را شناسایی کرد و
در جهت رفع آن گام برداشت؛ و این امر میسر نمیگردد مگر با گره زدن اقتصاد جامعه
با مبانی دینی و اسلامی که در قرآن و روایات مورد اشاره قرار گرفته است.
پینوشتها
1. یا ایها الذین آمنوا انّ کثیراً من الاحبار و الرّهبان لیأکلون اموال الناس
بالباطل و یصدون عن سبیل الله و الّذین یکنزون الذّهب و الفضّه و لا ینفقونها فی
سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم. توبه، آیهی34.
2.انّما اعطاکم الله هذه الفضول من الاموال لتوجّهوها حیث وجّهها الله
تعالی و لم تعطلوها لتکنزوه، تفسیرصافی.
3. غرر الحکم، ص15.
4. غرر الحکم، ص21.
5. دعائم الاسلام، ج 2، ص36.
6. وسائل الشیعه، ج 12، ص315 – 314.
7.یا ایها الذین آمنوا انّ کثیراً من الاحبار و الرّهبان لیأکلون اموال النّاس
بالباطل و یصدّون عن سبیل الله و الذین یکنزون الذّهب و الفضّه و لا ینفقونها فی
سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم. توبه، آیهی 34.
8.اعلموا انّما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر
فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفّار نباته ثمّ یهیج فتراه مصفرّاً ثم یکون
حطاماً و فی الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیاه الدنیا الا
متاع الغرور. حدید، آیهی20.
9. تفسیر نمونه، ج26، ص250.
10.اوفوا الکیل و لا تکونوا من المخسرین و زنوا بالقسطاس المستقیم و لا تبخسوا
الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین. شعراء، آیهی181- 183.
11. و اذا کالوهم او وزنوهم یخسرون الا یظنّ اولئک انّهم مبعوثون لیوم
عظیم یوم یقوم النّاس لرّب العالمین کلا انّ کتاب الفجّار لفی سجّین و ما ادرئک ما
سجّین کتاب مرقوم ویل یومئذ للمکذّبین و ... . مطففین، آیهی 1 – 10.
12. فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم، تفسیر نور الثقلین، ج5، ص527.
13. کافى، ج5، باب آداب التجاره، حدیث1.
14. قدموا الاستخاره و تبرکوا بالسهوله، و اقتربوا من المبتاعین و تزینوا بالحلم،
و تناهوا عن الیمین و جانبوا الکذب، و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین و لا
تقربوا الربا و اوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا الناس اشیائهم و لا تعثوا فی
الارض مفسدین، کافى، باب آداب التجاره، حدیث3 (با کمى اختصار).
15. وسائل الشیعه، ابواب التجاره، باب7، ج12، ص290.
16.سفینه البحار، ج2، ص318.
17.کافى، ج5، ص380.
18.مکارم شیرازى و همکاران، خمس پشتوانهی استقلال بیت المال، ص8،
انتشارات مدرسه الإمام علىّ بن ابى طالب(ع) چاپ چهارم، 1379.
19. و الذین فی اموالهم حقّ معلوم للسائل و المحروم، معارج، آیهی 24 و 25.
20. نراقی، معراج السعاده.
21. انّما الصدقات للفقراء و المساکین و العالمین علیها و المؤلّفه
قلوبهم و فی الرّقاب و الغارمین و فی سبیل الله فریضه من الله و الله علیم حکیم. توبه، آیهی60.
22.و لا تطرد الذین یدعون ربّهم بالغذاوه و العشیّ یریدون وجهه ما علیک
من حسابهم من شیء و ما من حسابک علیهم من شیء فتطردهم فتکون من الظالمین، انعام،
آیهی52.
23. امرت أن آخذ الصّدقه من أغنیائکم و أردها الی فقرائکم، تفسیر قرطبى،
ج3، ص337.
24. انّ الله فرض علی اغنیاء المسلمین فی اموالهم القدر الذی یسع فقرائهم الا
انّ الله یحاسبهم حساباً شدیداً و یعذّبهم عذاباً الیما، تفسیر فرقان.
25. محجه البیضاء، ج2، ص66.
26. بحار الانوار، ج 96، ص16، ح37.
27.وسائل الشیعه، ج 6، ص18، ح3.
28. وسائل الشیعه، ج6، ص4.
29. جامع الاخبار، باب2، فصل6 .
30. مضمون،کافی، ج2، ص139، ح9.
31. والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً.
فرقان، آیهی67.
32. مضمون، کافی، ج4، ص52، ح4 و غرر الحکم، ح515 و ح335.
33. مضمون، غرر الحکم، ح5529 .
34. مضمون،کافی، ج1، ص18، ح12و تحف العقول، ص403.
35. و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انّا ارسلتم به کافرون و
قالوا نحن اکثر اموالاً و اولاداً و ما نحن بمعذّبین. سبا، آیهی 34 و 35.
36. قال العسکری علیه السلام علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف فانه من فعل
الشیطنه، غرر الحکم، ح5188.
37. الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه، تذکره الفقها، ج1، ص446.
38.و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ الله
و عدوّکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم و ما تنفقوا من شیء فی سبیل
الله یوفّ الیکم و انتم لا تظلمون، انفال، آیهی60.
39.و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا، نساء، آیهی141.
فرهادیان فاطمه
منبع : ماهنامه پیام زن شماره 238
انتهای متن/
«قرآن نوري است که در آن تاريکي يافت نمي شود و چراغي است که درخشندگي آن زوال نپذيرد٬ ريسماني که رشته ي آن محکم و پناهگاهي که قله ي آن بلند و درياييست که تشنگان آن٬آبش را تمام نتوانند کشيد و شفادهنده ايست که بيماري هاي وحشت انگيز را بزدايد٬ قرآن بهار دل چشمه هاي دانش٬ سرچشمه ي عدالت و نهر جاري زلال حقيقت است. پس درمان خود را از قرآن بخواهيد و در سختيها از قرآن ياري طلبيد و خواسته هاي خود را به وسيله ي قرآن طلب کنيد و با دوستي قرآن به خدا روي آوريد زيرا وسيله اي براي تقرب بندگان به خدا٬ بهتر از قرآن وجود ندارد.»