ريشه‏ ى مفاسد اخلاقى كدام است؟


شايد بتوان گفت: ريشه‏ ى تمام مفاسد، غفلت است. انسان اگر غافل نباشد، از هر خلافى دست برمى‏دارد.
غفلت از خداوند. «نسوا اللّه»( توبه، 67.)
غفلت از قيامت. «نسوا يوم الحساب»(ص، 26)
غفلت از محرومان. «و لم نطعم المسكين»(مدّثر، 44)
غفلت از مسئوليت‏ ها. «مالكم لاتقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين»(نساء، 75.)
غفلت از دشمن و توطئه‏هاى او.
غفلت از تاريخ و عبرت‏ هاى آن.
غفلت از سنّت‏ هاى الهى.
غفلت از وعده‏ ها و وعيدها.
غفلت از رازقيّت خداوند.
غفلت از اين‏كه عزّت(نساء، 139.) و قوّت(بقره، 165.) همه از اوست.
غفلت از اين‏كه دنيا و آنچه در اوست كوچك و بى‏ارزش و عارضى و غنچه‏ اى بيش نيست. «زهرة الحياة الدنيا»(طه، 131.)
بى جهت نيست كه قرآن غافلان را از چهارپا منحرف‏ تر مى‏داند. «أولئك كالانعام بل هم أضلّ أولئك هم الغافلون»(اعراف، 179.)
اسلام براى غفلت زدايى برنامه‏ هايى دارد، از جمله: 1. نماز، «اقم الصلاة» 2. قرآن «نحن نزلنا الذكر» 3. دعا، 4. دورى از افراد غافل «لاتطع من اغفل قلبه عن ذكرنا» 5. توجه به تاريخ.

آرزوهای طولانی(2)

و نداشته باشد كه كسى كه این چنین، مرگ را یاد كند رحمت بر او نازل مى‏شود.
و بعد از آن فرمود كه: «مرگ، اول منزلى است از منازل آخرت و آخر منزلى است از منازل دنیا، پس خوشا به حال كسى كه در منزل اوّل او را اكرام كنند». بلى اى برادر عجب و هزار عجب از كسانى كه مرگ را فراموش كرده‏اند و از آن غافل گشته‏اند و حال اینكه از براى بنى آدم امرى از آن یقینى‏تر نیست. و هیچ چیز از آن به او نزدیكتر و شتابان‏تر نیست.
« ایْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُروُجٍ مُشَیَّدَه 4: 78». یعنى: «هر جا كه بوده باشید مرگ شما را در خواهد یافت اگر چه در برجهاى محكم داخل شده باشید». كدام باد بهارى وزید در آفاق كه باز در عقبش نكبت خزانى نیست مروى است كه: «هیچ خانواده‏اى نیست مگر اینكه ملك الموت شبانه روزى پنج مرتبه ایشان را بازدید مى‏نماید». و عجب است كه: آدمى خیره سر، یقین به مرگ دارد و مى‏داند كه چنین روزى به او خواهد رسید و باز از خواب غفلت بیدار نمى‏شود و مطلقا در فكر كار ساختن آنجا نیست.
خانه پر گندم و یك جو نفرستاده به گور غم مرگت چو غم برگ زمستانى نیست و بالجمله مرگ، قضیّه‏اى است كه: بر هر كسى وارد مى‏شود. و كسى را فرار از آن ممكن نیست. پس نمى‏دانم كه این غفلت چیست بلى: كسى كه داند عاقبت امر او مرگ است. و خاك، بستر خواب او، و كرم و مار و عقرب انیس و همنشین او، و قبر محل قرار او خواهد بود، و زیر زمین جایگاه او، و قیامت وعده‏گاه او، سزاوار آن است كه:
حسرت و ندامت او بسیار، و اشك چشمش پیوسته بر رخسار او جارى باشد. و فكر و ذكر او منحصر در همین بوده، و رنج او عظیم، و درد دل او شدید باشد.
آرى:
خواب خرگوش و سگ اندر پى خطاست خواب خود در چشم ترسنده كجاست و خود را از اهل قبر بداند و از خیل مردگان شمارد، زیرا هر چه خواهد آمد نزدیك است. و دور آن است كه نیاید.
این خانه كه خانه وبال است پیداست كه وقف چند سال است انگار كه «هفت سبع»[1] خواندى یا هفت هزار سال ماندى آخر نه اسیر بایدت گشت چون هفت هزار سال بگذشت چون قامت ما براى غرق است كوتاه و دراز او چه فرق است بلى: غفلت مردم از مردن به جهت فراموشى ایشان از آن و كم یاد كردن آن است. و اگر كسى هم گاهى آن را یاد كند یاد آن مى‏كند به دلى كه گرفتار شهوتهاى نفسانیه و علایق دنیویه است. و چنین یادى سودى نمى‏دهد بلكه باید مانند كسى بود كه سفر درازى اراده كرده باشد كه در راه آن بیابانهاى بى‏آب و گیاه، یا دریاى خطرناك باشد، و فكرى به غیر از فكر آن راه ندارد. كسى كه به این نحو بیاد مردن افتد و مكرر یاد آن كند در دل او اثر مى‏كند. و به تدریج نشاط او از دنیا كم مى‏شود. و طبع او از دنیا منزجر مى‏گردد. و از آن دل شكسته مى‏شود. و مهیاى سفر آخرت مى‏گردد. و بر هر طالب نجاتى لازم است كه هر روز، گاهى مردن را یاد آورد. و زمانى متذكر گردد از امثال و اقران و برادران و یاران و دوستان و آشنایان را كه رفته‏اند و در خاك خفته‏اند و از هم‏نشینى همصحبتان خود پا كشیده‏اند و در وحشت آباد گور تنها مانده، از فرشهاى رنگارنگ گذشته، و بر روى خاك خوابیده‏اند. و یاد آورد خوابگاه ایشان را در بستر خاك. و به فكر صورت و هیئت ایشان افتد. و آمد و شد ایشان را با یكدیگر به خاطر گذراند. و یاد آورد كه: حال چگونه خاك، صورت ایشان را از همریخته و اجزاى ایشان را در قبر از هم پاشیده، زنانشان بیوه گشته و گرد یتیمى بر فرق اطفالشان نشسته، اموالشان تلف، و خانه‏ها از ایشان خالى مانده، و نامهاشان از صفحه روزگار بر افتاده.
پس یك یك از گذشتگان را به خاطر گذراند. و ایّام حیاتشان را متذكّر شود. و خنده و نشاط او را فكر كند. و امید و آرزوهاى او را یاد آورد. و سعى در جمع اسباب زندگانیش را تصوّر نماید. و یاد آورد پاهاى او را كه به آنها آمد و شد مى‏نمود كه مفاصل آنها از هم جدا شده. و زبان او را كه با آن با یاران سخن مى‏گفت چگونه خورش مار و مور گشته و دهان او را كه خنده‏هاى قاه‏قاه مى‏نمود چگونه از خاك پر شده. و دندانهایش خاك گشته. و آرزوهایش بر باد رفته.
چند استخوان كه هاون دوران روزگار خوردش چنان بكوفت كه مغزش غبار كرد اى جان برادر گاهى بر خاك دوستان گذشته گذرى كن، و بر لوح مزارشان نگاه عبرت آمیزی بنما. ساعتى به گورستان رو و تفكّر كن كه در زیر قدمت به دو ذرع راه چه خبر، و چه صحبت است. و در شكافهاى «زهره شكاف»[2] قبر چه ولوله و وحشت است. همجنسان خود را بین كه با خاك تیره یكسان گشته. و دوستان و آشنایان را نگر كه ناله حسرتشان از فلك گذشته. ببین كه: در آنجا رفیقان‏اند كه ترك دوستى گفته و دوستان‏اند كه روى از ما نهفته. پدران مایند مهر پدرى بریده. مادران‏اند دامن از دست اطفال كشیده، طفلان مایند در دامن دایه مرگ خوابیده، فرزندان مایند سر بر خشت لحد نهاده، برادران‏اند یاد برادرى فراموش كرده، زنان مایند با معشوق اجل دست در آغوش كرده و گردن كشان‏اند سر به گریبان مذلت كشیده، سنگدلان‏اند به سنگ قبر، نرم و هموار گشته، فرمانروایان‏اند در عزاى نافرمانى نشسته، جهانگشایان‏اند در حجله خاك در بر روى خود بسته، تاجداران‏اند نیم خشتى بزیر سر نهاده، لشكركشان‏اند تنها و بیكس مانده، یوسف جمالان‏اند از پى هم به چاه گور سرنگون، نكورویان‏اند در پیش آئینه مرگ زشت و زبون، نودامادان‏اند به عوض زلف عروس، مار سیاه بر گردن پیچیده، نو عروسان‏اند به جاى سرمه، خاك گور در چشم كشیده، عالمان‏اند اجزاى كتاب وجودشان از هم پاشیده، وزیران‏اند «چاقوی» مرگ، نامشان را از دفتر روزگار تراشیده، تاجران‏اند بى‏سود و سرمایه در حجره قبر افتاده، سوداگران‏اند سوداى سود از سرشان در رفته، زارعان‏اند مزرع عمرشان خشك شده، دهقانان‏اند دهقان قضا بیخشان بركنده، پس خود به این ترانه دردناك مترنّم شو:
چرا دل بر این كاروانگه نهیم كه یاران برفتند و ما بر رهیم تفرّج كنان، بر هوا و هوس گذشتیم بر خاك بسیار كس كسانى كه از ما به غیب اندرند بیایند و بر خاك ما بگذرند پس از ما همى گل دهد بوستان نشینند با یكدیگر دوستان دریغا كه بى‏ما بسى روزگار بروید گل و بشكفد نوبهار بسى تیر و دى ماه و اردى بهشت بیاید كه ما خاك باشیم و خشت جهان بین كه با مهربانان خویش زنا مهربانى چه آورد پیش چه پیچى در این عالم پیچ پیچ كه هیچ است از آن سود و سرمایه هیچ درختى است شش پهلو و چار بیخ تنى چند را بسته بر چار میخ مقیمى نبینى در این باغ كس تماشا كند هر كسى یك نفس و بعد از این در احوال خود تأمّل كن كه تو نیز مثل ایشان در غفلت و جهلى. یاد آور زمانى را كه: تو نیز مثل گذشتگان عمرت به سرآید و زندگیت به پایان رسد، خار نیستى به دامن هستیت در آویزد و منادى پروردگار نداى كوچ در دهد، و علامت مرگ از هر طرف ظاهر گردد و اطباء دست از معالجه‏ات بكشند، و دوستان و خویشان تو یقین به مرگ كنند، اعضایت از حركت باز ماند، و زبانت از گفتن بیفتد، و عرق حسرت از جبینت بریزد، و جان عزیزت بار سفر نیستى بربندد، و یقین به مرگ نمایى. از هر طرف نگرى دادرسى نبینى. و از هر سو نظر افكنى فریاد رسى نیابى، ناگاه ملك الموت به امر پروردگار درآید و گوید:
كه هان منشین كه یاران برنشستند «بنه برنه» كه ایشان رخت بستند و خواهى نخواهى چنگال مرگ بر جسم ضعیفت افكند و قلاب هلاك بر كالبد نحیفت اندازد و میان جسم و جانت جدایى افكند، و دوستان و برادران ناله حسرت در ماتمت ساز كنند. و دوستان و یاران به مرگت گریه آغاز كنند. پس بر تابوت تخته بندت سازند و خواهى نخواهى به زندان گورت درآورند. و درِ خلاصی بر رویت ببندند و دوستان و یارانت برگردند، و تو را تنها در وحشتخانه گور بگذارند.
و چون چندى به امثال این افكار پردازى به تدریج یاد مرگ در برابر تو همیشه حاضر مى‏گردد. و دلت از دنیا و آمال آن سیر مى‏شود. و آماده سفر آخرت مى‏گردى.
و هان، هان از یاد مرگ، مگریز و آن را از فكر خود بیرون مكن كه آن خود خواهد آمد.
چنان كه خداى - تعالى - مى‏فرماید: « قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقیكُمْ 62: 8».
یعنى: «بگو به مردمان كه: موت، آن چنان كه از او مى‏گریزید او شما را در مى‏یابد و به ملاقات شما مى‏رسد». و ملاحظه كن حكایت جناب سیّد انبیاء را به ابو ذر غفارى كه فرمود: «اى ابا ذر غنیمت شمار پنج چیز را پیش از رسیدن پنج چیز: جوانى خود را غنیمت دان پیش از آنكه ایّام پیرى در رسد. و صحّت خود را غنیمت دان پیش از آنكه بیمارى، تو را فرو گیرد. و زندگانى خود را غنیمت دان پیش از آنكه مرگ، تو را دریابد. و غناى خود را غنیمت شمار پیش از آنكه فقیر گردى. و فراغت خود را غنیمت دان پیش از آنكه به خود مشغول شوى». پیش از آن برون كنندت از ده، رخت بر گاو، و بار بر خر نه. حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - چون از اصحاب خود غفلت را مشاهده فرمودى فریاد بركشیدى كه: «مرگ، شما را در رسید و شما را فرو گرفت، یا به شقاوت یا به سعادت». مروى است كه: «هیچ صبح و شامى نیست مگر اینكه منادى ندا مى‏كند كه:
«ایها النّاس الرحیل، الرحیل». آورده‏اند كه: «در بنى اسرائیل مردى بود جبّار، با اموال بى‏شمار و غرور بسیار، روزى با یكى از حرم، خلوت نموده بود كه شخصى با هیبت و غضب داخل شد.

[1] . یعنى: هفت هفتم. اشاره به این است كه همه چیز را خواندى.

[2] . شكافنده زهره، یعنى: شكافهایى كه از هیبت آن، انسان، زهره ترك مى‏شود.

عرصه‏ هاى جهاد اقتصادى(2)پایانی

 2. بودجه
 
از آنجا که حجم دخالت دولت در اقتصاد ایران، بیش از کشورهاى توسعه یافته و اغلب کشورهاى در حال توسعه است، بنابراین اهمیت بودجه‏ریزى نیز در مقایسه با این کشورها دو چندان است. بر اساس همین اهمیت است که بسیارى صاحب‏نظران اقتصادى کشور معتقدند، درمان بیمارى اقتصاد ایران، از جمله تورم، بیکارى، کاهش بهره‏ورى‏و رشد پایین اقتصادى را باید در سند بودجه یافت.

از مشکلات نظام بودجه‏ریزى فعلى، به طور خلاصه مى‏توان به شفاف نبودن فرایند بودجه‏ریزى، تکیه بر چانه‏زنى، تمرکز شدید روى داده‏ها و بى‏توجهى به برون داده‏ها، عدم وجود ارتباط میان بودجه و عملیات سازمان، جدایى نظام تهیه از کنترل بودجه و بى‏توجهى به کارایى هزینه‏ها در مرحله نظارت، فقدان نظارت عملیاتى دقیق، فقدان نظام گزارش‏دهى مالى در نظام مالى دولتى براى ارزیابى اشاره کرد.

به همین دلیل اصلاح نظام بودجه‏ریزى، از روش موجود به روش هدفمند و عملیاتى، به صورت قیمت تمام شده خدمات، اقدامى ضرورى و حیاتى است که گام‏هایى در زمینه شناسایى و احصاى فعالیت‏ها و خدماتى که دستگاه‏هاى‏اجرایى ارائه مى‏کنند، قیمت تمام‏شده کالاها و خدمات متناسب با کیفیت و محل جغرافیایى مشخص، تنظیم بودجه سالانه بر اساس حجم فعالیت‏ها و خدمات و قیمت تمام‏شده آن‏ها و تخصیص اعتبار بر اساس عملکرد و نتایج حاصل از فعالیت‏ها، متناسب با قیمت تمام‏شده آن‏ها باید صورت پذیرد؛ اما با این وجود، در زمینه اشکالات و موانع موجود عملیاتى شدن مى‏توان، به مواردى چون عملیاتى کردن بودجه، اغلب در کشورهایى اجرا شده که حجم فعالیت‏هاى دولت‏ها کوچک و بخش خصوصى توسعه یافته است و در کشور ما دولت 70 درصد از اقتصاد ملى‏را در دست دارد و بخش بزرگى از نیروى انسانى، از بهره‏ورى پایینى برخوردار است و با توجه به مشکل صرفه‏جویى، اثربخشى و کارایى، نمى‏توان بودجه را در کوتاه‏مدت عملیاتى کرد؛ همچنین با توجه به اینکه در بودجه‏ریزى عملیاتى، باید به سراغ بهاى تمام شده برویم و با توجه به منابع محدود مالى این امر مشکل است و هم‏چنین تجربه افراد باتجربه و صاحب‏نظر در این زمینه، به صورت مدون گردآورى و منتشر نشده است که تدوین این تجربه‏ها مى‏تواند، نکات مفیدى را در زمینه آسیب‏شناسى نظام بودجه‏ریزى در اختیار کارشناسان قرار دهد، اشاره کرد.
 
بنابراین پیشنهاداتى براى اصلاح نظام بودجه‏ریزى ارائه مى‏شود:
 -
وفاق ملى در سطح تصمیم‏گیران کشور؛
 -
نظام تدبیر به این نتیجه برسد که نظام بودجه‏ریزى نیازمند اصلاح است؛
 -
لازم است وظایف هر دستگاه و بودجه مربوط به آن دقیقاً مشخص شود و معلوم شود که هر دستگاه چه مى‏کند و بابت هر کارى که انجام مى‏دهد، پول مناسب دریافت کند و قید و بندهاى اضافى دیگر را حذف کند.
 -
تغییرات در این زمینه، مستلزم تغییرات بنیادى در بدنه قوانین و مقررات دولت است؛
 -
در بودجه‏ریزى عملیاتى باید به سراغ منابع مالى جدید برویم، منابع فعلى، یعنى مالیات و نفت، به تنهایى پاسخ‏گو نیستند. با توجه به اینکه شناخت منابع مالى جدید و تنوع‏بخشى به آن در ساختار درآمدهاى دولت، یکى از نکات ضرورى است؛
 -
در بودجه‏ریزى عملیاتى، باید فعالیت‏هایى را که در دستگاه‏هاى اجرایى دولت احصا کرده‏ایم، اولویت‏بندى کنیم؛
 -
لازم است نتایج فعالیت‏ها را که برخى از آن‏ها کیفى و توصیفى است، کمى کرده و بهاى تمام‏شده آن‏ها را اندازه‏گیرى کنیم. (7)

 3.
حمل و نقل
 
بخش حمل و نقل به صورت کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت، بر متغیرهاى اصلى اقتصاد کشور، مانند تولید کل، تولید در بخش‏هاى اقتصادى، اشتغال کل، اشتغال در بخش‏هاى اقتصادى، قیمت در بخش‏هاى مختلف اقتصادى و شاخص هزینه زندگى اثر مى‏گذارد. آثار کوتاه‏مدت، شامل آثار مربوط به افزایش یا کاهش هزینه زندگى به صورت مستقیم، از طریق هزینه‏هاى حمل و نقل هر خانواده و به طور غیرمستقیم، از طریق تأثیر روى قیمت سایر کالاها و خدمات، از قیمت‏هاى حمل و نقل متأثر است.

 
آثار میان مدت، شامل تأثیر قیمت‏هاى حمل و نقل بر مصرف خدمات جایگزین، از قبیل ارتباطات بوده و آثار درازمدت به تغییر مبانى محاسبات اقتصادى طرح‏هاى تولیدى و عمرانى مربوط است. به طور کلى ترکیب فعالیت‏هاى تولیدى در هر منطقه و به تبع آن ترکیب بافت تولید، ترکیب اشتغال، حجم تولید، حجم درآمد سرانه و سایر متغیرهاى اقتصادى ذى‏ربط، مى‏توانند از تغییرات قیمت خدمات حمل و نقل تأثیر بپذیرند.(8)

 
در میان زیربخش‏هاى حمل و نقل، راه‏آهن بیشترین انطباق را با شاخص‏هاى عدالت دارد. از سوى دیگر پایین بودن هزینه احداث راه آهن در مقایسه با آزادراه‏ها، بالا بودن نرخ سوانح و تصادف‏ها در کشور، بالا بودن مصرف انرژى در حمل و نقل جاده‏اى، افزایش روزافزون تقاضا در حمل و نقل، به دلیل شتاب توسعه در سایر بخش‏هاى کشور، و در نهایت، اندک بودن طول شبکه راه آهن ایران نسبت به وسعت و جمعیت، همه و همه دلیل آن است که در سال جهاد اقتصادى، اولویت فعالیت‏هاى این بخش از صنعت مى‏تواند توسعه خطوط ریلى کشور باشد. (9)

 4.
نیرو و انرژى
 
در این بخش مى‏توان دو گروه را تأثیرگذار دانست: نخست اقشار مختلف مردم، دوم متصدیان بخش نیرو و انرژى که عبارت است از دو وزارتخانه نفت و نیرو. صرفه‏جویى نخستین اصطلاحى است که پس از عنوان انرژى به ذهن متبادر مى‏شود که وظیفه اصلى صنعت‏گران و شهرنشینان است، چرا که صرفه‏جویى و اصلاح رفتارها و الگوى مصرف در درجه اول جلوگیرى از اسراف و هدر رفتن نعمات خداوندى است و در درجه بعد موجب مى‏شود که این منابع در جایى دیگر به خوبى استفاده شود. از وظایف این دو وزارتخانه مى‏توان به این موارد اشاره کرد: کاهش هزینه‏هاى تولید انرژى، سرعت در اجراى پروژه‏ها، کاهش تلفات شبکه برق و تولید بیشتر برق، چرا که سرعت توسعه در کشور بالا است و به هیچ وجه نباید از تولید انرژى برق غافل شد.

 5.
تجارت و بازرگانى
 
حوزه تجارت و بازرگانى را مى‏توان مسیر تجارت خارجى و داخلى، شامل تولید، توزیع، صادرات و واردات دانست. تحقق جهاد اقتصادى در حوزه تجارت و بازرگانى، مستلزم تجارى‏سازى تحقیقات صنعتى و نتایج پژوهش‏هاى علمى، به توسعه صادرات غیرنفتى از طریق کاهش قیمت تمام شده و افزایش کیفیت است

 
به کارگیرى گسترده‏تر منابع بانکى، فعال‏تر کردن صندوق توسعه ملى براى پشتیبانى از سرمایه‏گذارى داخلى، تکمیل اجراى اصل 44 قانون اساسى و توسعه حضور بخش خصوصى، بهبود بیش از پیش فضاى کسب و کار و توسعه فضاى رقابتى، کاهش قیمت تمام‏شده، مدیریت واردات و بهبود بهره‏ورى در همه حوزه‏هاى تولیدى تجارى و اقتصادى، کشور را در رسیدن به اهداف جهاد اقتصادى رهنمون مى‏کند.(10)

 6.
صنایع و معادن
 
وزارت صنایع و معادن، به عنوان متصدى امور این بخش در سال جهاد اقتصادى، باید یکى از مهم‏ترین برنامه‏هاى خود را اجراى کامل هدفمندى یارانه‏ها بداند، چرا که این قانون، به مثابه جهشى براى رقابتى کردن بخش‏هاى‏مختلف صنعت به شمار مى‏آید

 
هم‏چنین با توجه به موضوع تحریم اقتصادى کشور، متصدیان امور صنایع و معادن باید تدابیر لازم را براى پاسخ به نیاز و تقاضاى جامعه در مورد کالاها و خدمات مورد نیاز مردم، بیندیشند.

 
امور دیگرى مى‏تواند به عنوان اولویت در بخش صنایع و معادن مطرح شود که عبارت است از:
 
تحقق مصوبات سفرهاى استانى دولت، اجرایى شدن اصل 44 قانون اساسى، جلوگیرى از صدور مواد خام معدنى و... .(11)

 7.
فناورى اطلاعات و ارتباطات
 
وارد شدن فناورى اطلاعات به حوزه‏هاى مختلف، به خصوص صنعت، مى‏تواند منشأ تحولات اقتصادى فراوانى باشد. ظرفیت‏هاى فراوان این بخش، هم‏چون فراهم ساختن امکان رشد و توسعه در زمینه‏هاى مختلف علمى، فنى و صنعتى، کاهش مصرف انرژى و هزینه‏هاى تولید، حفظ محیط زیست، ایجاد اشتغال در بخش‏هاى مختلف و امکان جذب سرمایه‏هاى کلان، از جمله مواردى است که فناورى اطلاعات و ارتباطات را به حوزه‏اى تأثیرگذار تبدیل کرده است.

 
سرعت عمل در تولید دانش، افزایش رقابت‏پذیرى در عرصه‏هاى بین‏المللى، پاسخ‏گویى سریع به تقاضاى بازار و حرکت همگام با پیشرفت‏هاى جهانى، از مواردى است که نقش فناورى اطلاعات و ارتباطات را پررنگ‏تر و به عنوان یک حوزه تأثیرگذار و قدرتمند در زمینه اقتصاد مطرح مى‏کند.(12)

 8.
کشاورزى و دامدارى
 
از آنجا که ایجاد امنیت غذایى، یکى از بزرگ‏ترین چالش‏هاى جهان است، تأمین امنیت غذایى، از جنبه‏هاى مختلف اقتصادى، سیاسى و عقیدتى، از اهمیت زیادى برخوردار است، بنابراین یکى از بخش‏هاى مهم اقتصادى که به صورت مستقیم تأثیر خود را در امر معیشت اقشار جامعه نشان مى‏دهد، کشاورزى و دامدارى است؛ هرچند مدتى است، تحقیقات دانشگاهى و فارغ‏التحصیلان رشته‏هاى کشاورزى، جایگاهى در این امور یافته‏اند؛ اما هنوز هم جایگاه اصلى خود را پیدا نکرده‏اند و تا رسیدن به حد مطلوب، فاصله بسیار است.
 
امید است که اجراى کامل طرح هدفمندسازى یارانه‏ها و بهبود سامانه‏هاى مصرف آب و انرژى، عاملى براى به‏کارگیرى روش‏هاى نوین کشاورزى و دامدارى باشد. این موضوع در کنار ارائه تسهیلات با بازپرداخت طولانى مدت و کارمزد بسیار پایین، از یک سو موجب جذب فارغ‏التحصیلان رشته‏هاى مربوط و از سوى دیگر، دلیلى بر ارتباط بیشتر کشاورزان و دامدارن با آن‏ها مى‏شود.

 
هرچند موارد فوق از بخش‏هاى مهم اقتصاد کشور به حساب مى‏آیند؛ اما بخش‏هاى دیگرى در اقتصاد کشور مانند، بیمه، تعاون، مسکن، اقتصاد بین‏الملل و موقوفات، نیز وجود دارند که پرداختن به آن‏ها مى‏توان، در سال جهاد اقتصادى، به رشد اقتصادى کشور کمک شایانى کرد.
 
 
الزامات جهاد اقتصادى از دیدگاه مقام معظم رهبرى (دام‏ظله):
 
مقام معظم رهبرى دام‏ظله الزامات جهاداقتصادى را در چهار محور خلاصه کرده‏اند که عبارت است از:

 1.
روحیه جهادى: چرا که پیشرفت کشور ایران، هر جا که با روحیه جهادى وارد شده است مانند دفاع مقدس، جهاد سازندگى و حرکت علمى کشور مشهود بوده است. روحیه جهادى به معناى اخلاص، جدیت و خستگى‏ناپذیرى است.

 2.
استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه: چرا که این موضوع موجب شکوفایى استعداد جوانان، مصونیت جوانان از هرزگى و پیشرفت کشور در علم، فعالیت‏هاى اجتماعى، سیاسى و اقتصادى مى‏گردد.
 3.
اجتناب از مسائل حاشیه‏ساز براى کشور.

 4.
حفظ اتحاد و انسجام ملى: که از طریق هماهنگى علاقه‏مندان به کشور و نظام مردم سالارى دینى با هم و هماهنگى مسئولان کشور و سران قوا با یکدیگر صورت مى‏پذیرد.(13)
 
 
عمرانی میثم
منبع : ماهنامه پگاه حوزه شماره 316

عرصه‏ هاى جهاد اقتصادى(1)

مقدمه
 
مقام معظم رهبرى(دام‏ظله) سنتى را تحت عنوان نام‏گذارى سال پایه‏ریزى کردند. این سنت از این جهت که یک نوع هدف‏گذارى کلان براى مجموعه فعالیت‏هاست، سنت حسنه‏اى به حساب مى‏آید. با نگاهى به نام سال‏هاى گذشته، در مى‏یابیم که این نام‏گذارى، به خصوص طى سه سال گذشته، جهتى هدفمند به سوى مسائل و مشکلات اقتصادى یافته است. چینش نام سه سال با عناوین سال "اصلاح الگوى مصرف"، "همت مضاعف، کار مضاعف" و سال "جهاد اقتصادى" این موضوع را تأیید مى‏کند

 
سرعت و وضعیت فعلى رشد اقتصادى ایران، نشان مى‏دهد که با استمرار این شرایط، امکان رسیدن به اهداف سند چشم‏انداز، دور از انتظار است. فرهنگ اسلامى در شرایطى که هدف مهم، زمان اندک و موانع فراوان است، راهکار جهاد را ارائه مى‏دهد. تلفیق جهاد در فرهنگ اسلامى و عزم جدى براى رسیدن به مطلوب در عرصه اقتصاد، واژه جهاد اقتصادى را براى نخستین بار ارائه مى‏دهد. در ادامه براى رسیدن به مفهوم جهاد اقتصادى، مفهوم جهاد تبیین مى‏شود.
 
 
مفهوم جهاد
 
جهاد مفهومى خاص، به معناى تلاشى همراه با مجموعه‏اى از ارزش‏هاست. در اینجا صرف تلاش مطرح نیست، بلکه تلاش با یک مفهوم مقدس همراه است.(1)
 
مفهوم جهاد، نکات نهفته زیادى را در بر دارد که عبارت است از:

 1.
واژه جهاد داراى بار مثبت و معنوى است؛ یعنى همان تلاش؛ اما با بار معنوى و الهى.

 2.
جهاد، انسان را از حوزه شخص بیرون مى‏آورد و به حوزه اجتماع وارد مى‏کند؛ یعنى همه تلاش براى منافع عمومى براى رضاى خدا.

 3.
جهاد، جنبه اخلاقى و سازندگى انسان را که همان مبارزه با نفس است، در بر دارد.

 4.
جهاد، دشمن و دشمنى را در مقابل مفروض دارد.(2) برخى مفاهیم دینى به ما نشان مى‏دهد که باید از دشمن دور شد؛ مانند هجرت. اما جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را با تأکید و تصریح در نظر دارد.

 5.
واژه جهاد، استعاره‏اى است که در فضاى نظامى وجود دارد؛ به همین دلیل تمامى گزاره‏هاى یک فضاى نظامى، مانند دیده‏بانى و رصد دقیق، طراحى نقشه عملیاتى دقیق، آرایش نظامى و آموزش نیروها و... باید در آن ترسیم گردد.(3)

 
ایران اسلامى تاکنون با واژه‏هاى مختلفى که جهاد را در بر داشته، روبه‏رو بوده است؛ مانند جهاد سازندگى، جهاد علمى و جهاد فرهنگى؛ اما این که امروز، مسئله اقتصاد در اولویت قرار گرفته است، به دلیل مجموع شرایطى است که کشور در آن قرار دارد که یک وضعیت گذار است. گذر از یک اقتصاد به اقتصاد دیگر؛ از یک نوع روابط اقتصادى به روابط جدید اقتصادى.
 
 
مفهوم جهاد اقتصادى
 
جهاد اقتصادى جهت به مفهوم پیشرفت اقتصادى و حرکت رو به رشد متغیرهاى کمى اقتصادى نیست؛ اگرچه نفس این نوع پیشرفت، امرى ممدوح و قابل تقدیر است. جهاد اقتصادى در چارچوب انگاره حرکت جهادى و بر اساس فهم دقیق مفاهیم اقتصاد اسلامى تبیین و تفسیر مى‏شود. اقتصاد اسلامى به‏صورت موازى و هماهنگ، پیشرفت اقتصادى را همراه با رشد معنویت و توسعه مکارم اخلاقى تعریف کرده است و براى اجراى دقیق آن برنامه‏ریزى مى‏کند.(4) بنابراین اگر از جهاد اقتصادى سخن در میان است، مقصود این است که در حوزه اقتصاد با رعایت همه ضوابط تلاش صورت گیرد؛ چه در بعد فردى و چه در بعد کلان و اجتماعى. در بعد فردى مهم‏ترین معیار، اخلاص است؛ یعنى اگر قرار است کارى صورت گیرد، براى خدا و با نیت خالص باشد؛ نه به نفع شخص، گروه، جناح، یا براى ریا.(1)

 
عرصه جهاد اقتصادى را مى‏توان در دو حوزه تبیین و عمل تعریف کرد:
 
 
الف. حوزه تبیین:
 
چنان که گذشت، در معنا و مفهوم جهاد، برخورد با مانع و رفع مانع تأکید و تصریح شده است. در همین راستا یکى از راهبردها این است که باید جهاد عظیمى در شناسایى موانع اقتصادى کشور صورت گیرد. معمولاً در نگاه نهادى، برخى مقررات، آیین‏نامه‏ها یا ترکیب‏هاى نهادى یا به تعبیر دانشگاهى، برخى مواد یا تفاسیر قانونى که امروزه در بدنه اجرایى ما وجود دارد، به شکل مانع عمل مى‏کنند؛ در صورتى‏که ما به یک جهاد فراگیر در تمامى عرصه‏هاى اقتصادى، براى آسیب‏شناسى و مانع‏شناسى نیاز داریم، تا بتوانیم براى رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما بازمى‏گردد؛ حال برخى این موانع داخلى‏اند و بخشى از آن نیز موانع خارجى‏هستند که باید در عرصه اقتصاد بین‏الملل ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است.(4)

 
هم‏چنین بیان شد که جهاد استعاره‏اى است که ما از فضاى نظامى داریم و به همین دلیل، دلالت‏هایى به ذهنمان خطور مى‏کند. بنابراین باید دقیقاً رصد شود که تحولات جهانى چه دلیلى دارد و به چه مسیرى سوق مى‏یابد؟ باید افق بیست سال آینده اقتصاد دنیا و هم‏چنین مزیت‏هاى نسبى کشور رصد شود و بر اساس آن نقشه عملیاتى‏طراحى شود.

 
حضور نخبگان اقتصادى در کنار صاحب‏نظران عرصه دین، از ضروریات جهاد اقتصادى در حوزه تبیین است. این گروه مى‏توانند با ارائه نظرات کارشناسى و جمع‏آورى‏افکار و اندیشه‏هاى دیگران، نخستین و اساسى‏ترین گام را در حوزه تبیین جهاد اقتصادى بردارند و یک راهبرد را به دستگاه‏هاى سیاست‏گذار پیشنهاد دهند. آنگاه دستگاه‏هاى‏اجرایى کشور، دستگاه‏هاى قانون‏گذار، نهادهاى قضایى، بخش‏هاى مردمى، بخش‏هاى غیرانتفاعى و خصوصى کشور، وظیفه دارند، با در نظر گرفتن این راهبرد، آرایش جهادى به خود گیرند.
 
 
ب. حوزه عمل:
 
جهاد اقتصادى در حوزه عمل، به معناى برداشتن گام‏هاى موثر در بخش‏هاى مهم اقتصاد کشور است که عبارت است از:

 1.
بازارهاى مالى
 
نخستین و شاید مهم‏ترین نکته براى عملى کردن جهاد اقتصادى، تجهیز و بسیج مالى و تأمین مالى بسیار گسترده، از طریق بازارهاى مالى کشور است. انواع بازارهاى مالى را در یک نگاه ساده مى‏توان، به دو بازار سرمایه و بازار پول تقسیم کرد که مهم‏ترین نهادهاى فعال در آن‏ها، به ترتیب بورس و بانک هستند.

 
بازار سرمایه: بازار سرمایه که به عنوان ویترین اقتصاد کشور از آن نام برده مى‏شود، مى‏تواند نقش بسیار مهمى در ایجاد جهش اقتصادى داشته باشد. این بازار، اکنون در سه حوزه سهام، کالا و آى.تى به فعالیت مى‏پردازد که مهم‏ترین آن‏ها بورس اوراق بهادار است

 
با یک بررسى مى‏توان گفت بازار سرمایه مى‏تواند، با ارتقاى سهم خود در تأمین مالى فعالیت‏هاى‏مولد اقتصادى ، به‏کارگیرى مقررات و رویه‏هاى مؤثر براى حفظ سلامت بازار و رعایت حقوق سهامداران، گسترش بازار با بهره‏گیرى از فناورى و فرآیندهاى به روز و کارآمد، توسعه دانش مالى و گسترش فرهنگ سرمایه‏گذارى، توسعه و تسهیل دسترسى به بازار از طریق کاربردهاى فن‏آورى اطلاعات، رعایت اصول پاسخ‏گویى و شفافیت در تعامل با ذى‏نفعان و خلق ارزش براى سهامداران، سهم بسیار زیادى را در جهاد اقتصادى ایفا کند

 
توجه به ظرفیت‏هاى موجود و بالقوه بورس، مانند راه‏اندازى بورس‏هاى مختلف، مانند برق و نفت، به‏کارگیرى ابزارهاى اسلامى و... مى‏تواند از موفقیت‏هاى آن در این سال باشد.(5)

 
بازار پول: نهادهاى فعال در بازار پول ایران که زیر نظر بانک مرکزى فعالیت مى‏کنند، عبارت است از: بانک‏هاى تجارى‏دولتى، بانک‏هاى تخصصى دولتى، بانک‏هاى غیردولتى، بانک‏هاى قرض‏الحسنه، مؤسسات اعتبارى غیربانکى ، صرافى‏ها، شرکت‏هاى لیزینگ، تعاونى‏هاى اعتبار و صندوق‏هاى قرض‏الحسنه

 
بانک‏ها مهم‏ترین نهادهاى مالى در این بازار هستند و هر تغییر در آن، در بازارهاى مالى تأثیر مستقیم و مشهود دارد. بانک‏ها هم باید اسلامى عمل کنند و هم در مسیر رشد و تعالى کشور موثر واقع شوند.

 
اصلاح سیستم بانک‏ها در حال حاضر، در یک نگاه کلان، به عنوان محورى است که وزارت اقتصاد باید آن را در بخش‏هاى ذیل دنبال کند:

 -
تحقق بانکدارى اسلامى
 -
مدیریت صحیح منابع-مصارف بانکى و تجهیز بهینه منابع
 -
سامان‏دهى مطالبات معوق
 -
سیستم جامع اطلاعات مشترى(6)
 

جهاد اقتصادی از منظر قرآن و روایات(3)پایانی

نویسنده در شماره­ی قبل در مورد مفهوم جهاد، اقتصاد و فعالیت اقتصادی از دیدگاه قرآن و روایات و بایدها و نبایدهای آن، مطالبی را مطرح کرده است. در ادامه، نبایدها و دیگر مباحث را در موضوع «جهاد اقتصادی از منظر قرآن و روایات» می­خوانید.
 
-
احتکار 
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بسیارى از دانشمندان و راهبان (با سوء­ استفاده از موقعیّت خود)، اموال مردم را به ناحق مى‏خورند و آنان را از راه خدا باز مى‏دارند. و کسانى که طلا و نقره مى‏اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى‏کنند، پس آنان را به عذابى دردناک، بشارت بده.1
 
رسول اکرم (ص) مى‏فرمایند: «خداوند این مال‏هاى اضافى را به شما عطا کرد تا در مسیر رضاى او خرج کنید، نه آن که احتکار و گنج کنید.»2
 
و امیرالمؤمنین(ع) مى­فرماید: «احتکار موجب محرومیت مردم مى­شود.3 احتکار رویه­ی اشرار است.»4
و به قاضى خود در اهواز دستور مى­دهد: «احتکار را ممنوع کن. مرتکبش را تعزیر کن و علاوه بر آن با افشاى احتکارش او را کیفر بده.»5 
 
پیامبر اکرم(ص) با اطلاعى که از غیب به او مى­رسد مى­فرماید که: «در یکى از درکات جهنم (برزخى و موجود) سه گروه اجتماعى گرد آمده­اند: محتکران، دائم الخمرها و قوادان.»6
 
-
کنز
در جامعه­ی ایمانی، انباشت ثروت و استفاده نکردن از آن در جامعه­ و به حرکت در نیاوردن آن در چرخه­ی اسلامی، امری مذموم شمرده شده است.
 
در آیه­ی 34 سوره­ی توبه آمده: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بسیارى از دانشمندان و راهبان، (با سوء استفاده از موقعیّت خود،) اموال مردم را به ناحق مى‏خورند و آنان را از راه خدا باز مى‏دارند. و کسانى که طلا و نقره مى‏اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى‏کنند، پس آنان را به عذابى دردناک، بشارت بده!»7
 
«
بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یک­دیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است، چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد، سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینى، آن گاه خاشاک شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.»8
 
امام علی(ع) درباره­ی مذمت انباشت کردن مال می‏فرماید: «بدانید که فزونی مال، مایه­ی تباهی دین و قساوت دل است
 
-
کم­فروشی و گران­فروشی
کم‏فروشى از عوامل فساد در ارض شمرده شده است.9 در آیات قرآن مجید کراراً از کم‏فروشى نکوهش شده در داستان شعیب(ع ) آن جا که قوم را مخاطب ساخته، مى‏گوید: «حق پیمانه را ادا کنید و دیگران‏ را به خسارت میفکنید، با ترازوى صحیح وزن کنید و حق مردم را کم نگذارید و در زمین فساد نکنید.»10         
 
و به این ترتیب کم‏فروشى و ترک عدالت به هنگام پیمانه و وزن را در ردیف فساد در زمین شمرده است.
همچنین قرآن در جای دیگر می­فرماید: «واى بر کم­فروشان، آن کسانى که چون پیمانه از آدمیان می­ستانند، پر مى­ستانند و چون به آنان پیمانه دهند یا براى آنان وزن کنند، کم مى­دهند. آیا اینان گمان نمى­کنند که برانگیخته خواهند شد براى دورانى سهمگین؛ دورانى که آدمیان در پیشگاه پروردگار عالم­هاى آفریدگان به­پا مى­ایستند؟ نه چنان است که پندارند. بی­گمان دفتر وجود بدکاران در آن اسارتگاه باشد و تو چه دانى که آن زندان تنگ چه باشد؟ دفترى است رقم خورده. در آن روز واى بر تکذیب­کنندگان، آنان که دوران حساب را دروغ مى­شمردند.»11   
 
امام محمد باقر(ع) در تفسیر آن مى­فرماید: «خداوند واى بر - ویل - را در مورد هر کسى به­کار برده، او را کافر خوانده است. خداى عزوجل مى فرماید: "فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم"»12
 
در روایت معروف «اصبغ بن نباته» آمده است که مى‏گوید: «از على(ع ) شنیدم که بر فراز منبر مى‏فرمود: "اى گروه تجار! اول فقه بیاموزید و سپس تجارت کنید" و این سخن را امام (ع) سه بار تکرار فرمود ... و در پایان این کلام فرمود: "تاجر فاجر است و فاجر در دوزخ است مگر آن­ها که به مقدار حق خویش از مردم بگیرند و حق مردم را بپردازند."»13
 
و در حدیث دیگرى از امام باقر(ع) نقل شده است: «هنگامى که امیر مؤمنان على(ع) در کوفه بود همه روز صبح در بازارهاى کوفه مى‏آمد و بازار به بازار مى‏گشت و تازیانه‏اى (براى مجازات متخلفان) بر دوش داشت. در وسط هر بازار مى‏ایستاد و صدا مى‏زد: "اى گروه تجار! از خدا بترسید!" هنگامى که بانگ على(ع) را مى‏شنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته،  با تمام دل به سخنانش گوش فرامى‏دادند. سپس مى‏فرمود:    
   
از خداوند خیر بخواهید و با آسان گرفتن کار بر مردم برکت بجوئید و به خریداران نزدیک شوید. حلم را زینت خود قرار دهید، از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب کنید، از ظلم خوددارى نمائید و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه و وزن را به­طور کامل وفا کنید و از اشیاء مردم کم نگذارید و در زمین فساد نکنید!
 
و به این ترتیب در بازارهاى کوفه گردش مى‏کرد. سپس به دار الاماره باز مى‏گشت و براى دادخواهى مردم مى‏نشست.»14
 
و نیز پیغمبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «هر گروهى کم‏فروشى کنند خداوند زراعت­شان را از آن­ها مى‏گیرد و گرفتار قحطى مى‏شوند! » 15 از مجموع آن چه در بالا گفته شد استفاده مى‏شود که یکى از عوامل مهم نابودى اقتصادی و نیز عذاب بعضى از اقوام گذشته، مسئله­ی کم‏فروشى بوده است.
 
-
فروش کالاهاى تقلبى، حیله­گری در خرید و فروش و کلاه­برداری
پیامبر اکرم(ص) مى­فرماید: «هر کس که در خرید و فروش حیله­گرى کند از ما - امت اسلامى - نیست و در دوران قیامت با یهود محشور مى­شود؛ چون آن­ها در معامله با مسلمانان از هر کسى حیله­گرترند.»16
 
 
و امام صادق(ع) مى­فرماید: «مغبون کردن مؤمن، حرام است.»17
 
بنابراین رعایت تقوا و پرهیزکاری در کار، نقش مهمی در شکل دادن به رفتار اقتصادی انسان دارد. به علاوه این که، این انگیزه­ی معنوی می‏تواند قوای جسمی و روحی را در فعالیت‏های اقتصادی آحاد جامعه چند برابر نماید و پویایی اقتصاد جامعه را به­دنبال داشته باشد.
 
5)
توصیه به پرداخت زکات و خمس
با مختصر مطالعه در تاریخ و «تعلیمات» اسلام روشن مى­شود که اسلام تنها یک سلسله دستورات و مقرّرات اخلاقى و عقائد مربوط به مبدأ و معاد نبود، بلکه حکومتى همراه خود آورد که همه­ی نیازمندی­هاى یک جامعه­ی پاک و مترقّى را تضمین مى­کرد و مسلماً یکى از ارکان چنین حکومتى تشکیل «بیت المال» براى رفع نیازمندی­هاى اقتصادى بوده است.
بیت المال اسلامى که از بدو ورود پیامبر(ص) در مدینه و تشکیل حکومت اسلامى به­وجود آمد مشتمل بر اموالى بود که از منابع متعدد گردآورى مى­شد: از طریق «زکات» و «خمس» و ...18
 
قرآن کریم تأمین آبرومندانه و کریمانه­ی نیاز تهى­دستان و ناتوانان و رسانیدن آنان به سرحد خودکفایى را یکى از موارد مصرف خمس و زکات می­داند.
 
و آن­ها که در اموال­شان حق معلومى است براى تقاضاکنندگان و محرومان.19
 
   
خداوند متعال در آیه­ی 41 سوره­ی انفال می­فرماید: «بدانید که هر نفعى که به شما عاید مى‏شود خمس آن، مال خدا و پیغمبر و ذوى القربى و ایتام و مساکین و ابن السبیل سادات است. باید آن را به ایشان‏ برسانید اگر ایمان آورده‏اید به خدا و به روز قیامت‏ و آن چه [قرآن] به بنده­ی خود نازل کرده‏ایم
 
و از این آیه­ی مبارکه مستفاد مى‏شود که: «هر کس خمس خود را ندهد از اهل ایمان‏ نیست و به کتاب خدا نگرویده است. پس لازمه­ی ایمان، آن است که آدمى در دادن‏ خمس، کوتاهى نکند و ذریه­ی پیغمبر خود را محتاج نگذارد.»20
همچنین در آیه­ی دیگری می فرماید: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیم21
 
 
امام صادق(ع) در توضیح این آیه مى­فرماید: «خداوند زکات را در اموال ثروتمندان براى فقیران واجب کرد...»
 
   
در متون دینى، تأمین زندگى نیازمندان جامعه از بیشترین و مؤکّدترین سفارش­ها برخوردار است. خداوند متعال به پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:
 
و کسانى را که بامداد و شامگاه پروردگارشان را مى‏خوانند، در حالى که رضاى او را مى‏طلبند، از خود مران. چیزى از حساب آنان بر عهده‏ى تو نیست و از حساب تو نیز چیزى بر عهده آنان نیست که طردشان کنى و در نتیجه از ستم­گران شوى.22
 
پیامبر گرامى اسلام(ص) نیز وظیفه­ی الهى خویش را تأمین زندگى نیازمندان از اموال ثروتمندان  اعلام مى­کند: أُمِرتُ أَن آخذ الصّدقَة مِن أَغنیائِکم و أردها إِلى فُقرائِکم23
 
   
پیامبر(ص) فرمود: «خداوند، در مال مسلمانانِ ثروتمند، به مقدارى زکات واجب کرده که کفاف فقرا را بدهد، آگاه باش! همانا خداوند آنان را اگر به وظیفه‏ى خود عمل نکنند، حساب­رسى شدید مى‏کند.»24  
 
همچنین می­فرمایند: «چون مردم زکات خود را منع ‏کنند، زمین نیز برکات خود را منع مى‏کند.»25
 
همچنین در روایت آمده حضرت پیغمبر(ص) فرمود که: «و هر صاحب شتر یا گوسفند یا گاوى که زکات آن را نداده باشد، خداى - تعالى - او را در روز قیامت در صحراى هموارى محبوس کند و هر حیوان سم‏دارى او را پای­مال ‏نماید و هر صاحب نیشى او را بگزد. و هر صاحب زراعتى، از خرما یا انگور یا غله که‏ زکات آن را نداده باشد، خداى - تعالى - زمین آن را تا هفت طبقه طوق کند و بر گردن او افکند.»26
 
و نیز آن حضرت فرمود که: «هر که یک «قیراط‏» از زکات خود را منع کند، نه مؤمن است و نه مسلمان.» 27
 
و فرمود که: «هیچ کس فقیر نشد و گرسنه نگشت و برهنه و محتاج نماند مگر به‏واسطه­­ی گناه مال­داران که زکات خود را ندادند. و حق است‏ بر خدا که رحمت‏ خود را منع ‏کند از هر که حق خدا را در مال خود منع کند. و قسم به آن خدایى که خلق را آفرید و ایشان را روزى داد که هیچ مالى در صحرا یا دریا ضایع نشد مگر به ندادن زکات آن.»28   
 
حضرت پیغمبر(ص) فرمود که: «شفاعت من حقى است ثابت از براى هر که ذریه­ی مرا اعانت کند به دست و زبان و مال.»29
 
6)
توصیه به پرهیز از اسراف و تجمل­گرایی
یکی از تدابیر مهم اسلام برای تأمین زندگی و جلوگیری از فقر، ارائه­ی الگوی صحیح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت می­کنم کسی که میانه­روی کند، فقیر نشود.»30 زندگی اسراف­گرانه و تجملاتی علاوه بر این که روح عاطفی و انسانی را از بین می­برد، از نظر اقتصادی نیز به شخص مسرف و بلکه به اجتماع آسیب می­رساند؛ چرا که سرمایه­ها را پایان می­بخشد و فرد و جامعه را به نابودی می­کشاند.
 
قرآن، میانه­روی و اعتدال را الگوی صحیح مصرف و عامل پای­داری خانواده و جامعه معرفی می­کند.
«
آنان که هر گاه انفاق کنند، نه از حد گذرند و نه تنگ گیرند و میان این دو روش اعتدال دارند، قوام به معنای حد وسط و اعتدال است.»31
 
 
امام علی(ع) می­فرماید: «هرکس اعتدال و میانه­روی را خوب رعایت نکند، در اثر اسراف­گری به نابودی کشیده می­شود.»32
 
امام علی(ع) در این باره فرموده­اند: «نادیده گرفتن برنامه­ی اعتدال در زندگی باعث فقر و بدبختی می­گردد.»33
 
رعایت اعتدال در هزینه­های زندگی به­قدری مهم است که امام علی(ع) درک لذت ایمان واقعی را منوط به آن دانسته و فرموده­اند: «انسانی که این سه خصلت را نداشته باشد، حقیقت ایمان را نخواهد چشید: ژرف­اندیشی در علم دین، شکیبایی در حوادث، اندازه­گیری نیکو در امر معیشت.» امام کاظم(ع) نیز فرموده­اند: «هیچ انسانی با میانه­روی نیازمند نمی­شود.»34
 
همچنین گفتنی است که اسلام علاوه بر این که مسلمانان را به زیبایی وآراستگی دعوت می­کند به ساده­زیستی و پرهیز از تجمل­گرایی نیز توصیه می­نماید، چرا که رفاه­طلبی و خوش­گذرانی و تجمل­گرایی – که بعضاً از چشم و هم­چشمی نیز نشأت می­گیرد - چنان انسان را سرمست می­کند که گاه  برای مسائل انسانی و اخلاقی ارزش قائل نمی­شود، از این رو می­توان یکی از خطرناک­ترین مصادیق اسراف را افراط در رفاه­طلبی و تجمل­گرایی نام برد که در قرآن و روایات نیز نسبت به آن هشدار داده شده است:
 
و ما در هیچ دیارى هشداردهنده‏اى نفرستادیم مگر آن که افراد خوش­گذران آنان گفتند: حتماً ما به آن چه بدان فرستاده شده‏اید کافریم.35
 
و همچنین در روایت  آمده: «ایاک والتنعم، فان عباد الله لیسوا بالمتنعمین؛ از ناز پروردگی دور باش، که بندگان خداوند نازپرورده نیستند
 
امام حسن عسکری(ع) فرمودند: «سفارشت می‌کنم به میانه‌روی و بازت می‌دارم از اسراف و زیاده‌روی چرا که آن از کارهای شیطانی است.36
 
 
بنابراین راه نجات و پیش­رفت، در داشتن اعتدال است و این روش باعث ثبات و موفقیت می­شود و عدم توجه به آن، جامعه را به­سوی مصرف­گرایی سوق داده، موجب خلل در اقتصاد می­گردد.
 
7)
توصیه به استقلال اقتصادی
در اقتصاد اسلامی، سعی در حفظ حاکمیت سیاسی اسلام در روابط با بیگانگان است، زیرا در روابط خارجی، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به­هم­پیوسته­اند، به این سبب یکی از اهداف اقتصاد اسلامی، حفظ حاکمیت سیاسی اسلام است.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد.»37  بنابراین در مناسبات سیاسی نیز باید برتری اسلام و مسلمین مراعات گردد.
 
 
قرآن کریم می فرماید: برای مقابله با دشمنان تا آن جا که می­توانید نیرو و اسب­های بسته و آماده فراهم کنید تا به این وسیله دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید...38
 
سیاق آیه نشان می­دهد که درباره­ی جنگ است و طبعاً مهم­ترین نیرو برای مقابله با دشمن، نیروی نظامی است. اما کلمه­ی «من قوه» هر نیرویی را شامل می­شود و نیروی اقتصادی نیز برای رویارویی با دشمن از اهمیت برخوردار است.
همچنین قرآن کریم می­فرماید: «خداوند برای کافران بر مؤمنان راه تسلطی قرار نداده است.»39
 
غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هر گونه سلطه­ی کافران بر مسلمانان به این آیه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته­اند نه اخبار. یعنی، مسلمانان می­باید کاری کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطه­ی کفار شود نامشروع است. از جمله راه­های سلطه­ی کفار بر مؤمنین سلطه­ی اقتصادی است.
 
مطابق مستفاد این آیه، مؤمنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگی­ها - از جمله وابستگی اقتصادی - رهایی دهند.
 
کلام آخر
باید دانست که لازم و ضروری است که اقتصاد اسلامی به­عنوان یک الگوی صحیح و جامع و تمام­عیار - که متأسفانه در جامعه کم­رنگ گردیده - با همه­ی ابعاد و زوایای آن شناخته و پیاده گردد تا بتوان نقص و کاستی­های جامعه را شناسایی کرد و در جهت رفع آن گام برداشت؛ و این امر میسر نمی­گردد مگر با گره زدن اقتصاد جامعه با مبانی دینی و اسلامی که در قرآن و روایات مورد اشاره قرار گرفته است.
 
پی­نوشت­ها  
1. 
یا ایها الذین آمنوا انّ کثیراً من الاحبار و الرّهبان لیأکلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله و الّذین یکنزون الذّهب و الفضّه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم. توبه، آیه­ی34.
2.
انّما اعطاکم الله هذه الفضول من الاموال لتوجّهوها حیث وجّهها الله تعالی و لم تعطلوها لتکنزوه، تفسیرصافی.
3.
غرر الحکم، ص15.
4. 
غرر الحکم، ص21.
5. 
دعائم الاسلام، ج 2، ص36.
6. 
وسائل الشیعه، ج 12، ص315 – 314.
7.
یا ایها الذین آمنوا انّ کثیراً من الاحبار و الرّهبان لیأکلون اموال النّاس بالباطل و یصدّون عن سبیل الله و الذین یکنزون الذّهب و الفضّه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم. توبه، آیه­ی 34.
8.
اعلموا انّما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفّار نباته ثمّ یهیج فتراه مصفرّاً ثم یکون حطاماً و فی الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور. حدید، آیه­ی20.
9. 
تفسیر نمونه، ج‏26، ص250.
10.
اوفوا الکیل و لا تکونوا من المخسرین و زنوا بالقسطاس المستقیم و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین. شعراء، آیه­ی181- 183.
11. 
و اذا کالوهم او وزنوهم یخسرون الا یظنّ اولئک انّهم مبعوثون لیوم عظیم یوم یقوم النّاس لرّب العالمین کلا انّ کتاب الفجّار لفی سجّین و ما ادرئک ما سجّین کتاب مرقوم ویل یومئذ للمکذّبین و ... . مطففین، آیه­ی 1 – 10.
12. 
فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم، تفسیر نور الثقلین، ج5، ص527.
13. 
کافى، ج5، باب آداب التجاره، حدیث1.
14. 
قدموا الاستخاره و تبرکوا بالسهوله، و اقتربوا من المبتاعین و تزینوا بالحلم، و تناهوا عن الیمین و جانبوا الکذب، و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین و لا تقربوا الربا و اوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا الناس اشیائهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین، کافى، باب آداب التجاره، حدیث3 (با کمى اختصار).
15. 
وسائل الشیعه، ابواب التجاره، باب7، ج12، ص290.
16.
سفینه البحار، ج2، ص318.
17.
کافى، ج5، ص380.
18.
مکارم شیرازى و همکاران، خمس پشتوانه­ی استقلال بیت المال، ص8، انتشارات مدرسه الإمام علىّ بن ابى طالب(ع) چاپ چهارم، 1379.
19. 
و الذین فی اموالهم حقّ معلوم للسائل و المحروم، معارج، آیه­ی 24 و 25.
20.
نراقی، معراج السعاده.
21. 
انّما الصدقات للفقراء و المساکین  و العالمین علیها و المؤلّفه قلوبهم و فی الرّقاب و الغارمین و فی سبیل الله فریضه من الله و الله علیم حکیم. توبه، آیه­ی60.
22.
و لا تطرد الذین یدعون ربّهم بالغذاوه و العشیّ یریدون وجهه ما علیک من حسابهم من شیء و ما من حسابک علیهم من شیء فتطردهم فتکون من الظالمین، انعام، آیه­ی52.
23. 
امرت أن آخذ الصّدقه من أغنیائکم و أردها الی فقرائکم، تفسیر قرطبى، ج3، ص337.
24.
انّ الله فرض علی اغنیاء المسلمین فی اموالهم القدر الذی یسع فقرائهم الا انّ الله یحاسبهم حساباً شدیداً و یعذّبهم عذاباً الیما، تفسیر فرقان.
25. 
محجه البیضاء، ج2، ص66.
26.
بحار الانوار، ج 96، ص16، ح37.
27.
وسائل الشیعه، ج 6، ص18، ح3.
28. 
وسائل الشیعه، ج6، ص4.
29. 
جامع الاخبار، باب2، فصل6 .
30.
مضمون،کافی، ج2، ص139، ح9.
31. 
والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً. فرقان، آیه­ی67.
32. 
مضمون، کافی، ج4، ص52، ح4 و غرر الحکم، ح515 و ح335.
33.  
مضمون، غرر الحکم، ح5529 .
34.  
مضمون،کافی، ج1، ص18، ح12و تحف العقول، ص403.
35. 
و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انّا ارسلتم به کافرون و قالوا نحن اکثر اموالاً و اولاداً و ما نحن بمعذّبین. سبا، آیه­ی 34 و 35.
36. 
قال العسکری علیه السلام علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف فانه من فعل الشیطنه، غرر الحکم، ح5188.
37. 
الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه، تذکره الفقها، ج1، ص446.
38.
و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ الله و عدوّکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم و ما تنفقوا من شیء فی سبیل الله یوفّ الیکم و انتم لا تظلمون، انفال، آیه­ی60.
39.
و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا، نساء، آیه­ی141.
 
فرهادیان فاطمه
منبع : ماهنامه پیام زن شماره 238
 
انتهای متن/